روى رانها مىافتد روى اين نيمتنه يك قبا مىپوشند ، قسمت بالاى قبا بسيار تنگ است و طرفين آن در ارتفاع كمر روى هم مىآيد . ابتدا سمت چپ و بعد سمت راست قبا را در زير بغل به وسيلهء تكمهاى مىبندند ، آستين قبا تنگ و بلند است و قسمت زياد آن را تا روى مچ بالا مىزنند و يا با تكمه مىبندند .
روى قبا دو يا سه شال به كمر مىبندند ، كه معمولا از پارچه نفيسى است و وقتى آن را تا كنند ، چهار انگشت عرض دارد به اين طريق قبا در قسمت بالاى كمر برآمده مىشود و به جاى جيب به كار برده مىشود .
روى قبا يك نيمتنه ديگر مىپوشند كه يا آستين ندارد و يا آستين كوتاه دارد و آن را ( كردى ) مىنامند و گاهى اين كرديها بلند و آستيندار است . . . . و از ماهوت يا ساتن ( زرى ) است و مليلهدوزى و زردوزى دارند ، گاهى لبه آنها را با پوست سمور يا با پوست برهء تاتار و بلخ تزئين مىكنند .
جورابها مثل كيسه يكسرهاند و از پارچه دوخته مىشوند و تا پائين زانو مىآيند و در آنجا گره مىخورند ، سروته آنها يكى است . به كف جوراب يك قطعه چرم قرمز مىدوزند تا اصطكاك با لبه كفش آن را پاره نكند . جوراب اخيرا با تقليد از اروپا معمول شده ، ولى سابقا بيشتر مردم پاپيچ مىبستند ؛ اكنون جوراب را نسبت به فصل نازك يا ضخيم درست مىكنند ولى در تابستان معمولا جوراب نمىپوشند و پاى برهنه را داخل كفش مىكنند .
در ايران چند نوع كفش معمول است ولى هيچكدام بند ندارد ، زير پاشنه را آهن مىزنند و زير كف در چند نقطه ميخ مىكوبند ، كفش مردم ثروتمند مانند راحتى زنان به صورت نعلين است كه به راحتى مىتوانند آن را از پا بيرون بياورند ، چون تمام اطاقهايشان از قالى مفروش است - كفشها معمولا از چرم سبز كمرنگ است پاشنه به قطر يك مقوا ولى از چرم بسيار خوب است ، فقط نعلينها پاشنه دارند و بقيهء كفشها بدون پاشنه است و رويهء بعضى از آنها چرم و بعضى ديگر از پارچه است . گيوه كه با ميل مىبافند خيلى تنگ است و بدون پاشنهكش نمىتوان پوشيد ، گيوه ، مخصوص پيشخدمتهاست و به اين دليل است كه پيشخدمتها معمولا يك پاشنهكش در كمرشان دارند .
كفش مردم فقير از پوست شتر ساخته شده كه محكمتر است ، ولى وقتى هوا بارانى است راه رفتن با آنها بسيار دشوار است . دهاتيها ، پاپوش مىپوشند كه از پارچه و پوست است .
سپس شاردن شرح مفصلى از عمامه و طرز بهكار بردن آن مىدهد و بعد به تشريح پارچههاى معمول در ايران مىپردازد .
پارچه لباس از پنبه يا ابريشم است ، ابريشم بيشتر براى پيراهن و شلوار به كار برده
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٨٦