تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بكيش كلكنه و دين فوطه حمام * كه بقچه كردن سجاده عين بىادبى است به رختخانه قارى حرام و زينت بين * كه متكاى سرش گرد بالش طنبى است ز نظم البسه قارى به پارسىگويان * زبان خموش و ليكن دهان پر از عربى است « 1 »
به‌طورىكه مشاهده مىشود اسامى پارچه‌ها و البسه معمول در آن دوره با اسامى و اصطلاحات امروزى اختلاف فراوان دارد ، به‌همين‌جهت درك صريح اشعار قارى دشوار و در مواردى غيرممكن است . از دوران صفويه به بعد در اثر آمدورفت اروپائيان و سفرنامه‌هايى كه به همت آنان به رشتهء تحرير درآمده است ، اطلاعات ما در زمينه‌هاى مختلف امور اجتماعى و اقتصادى بيشتر است شاردن كه در حدود سيصد سال پيش به ايران آمده ، در سفرنامه گرانبهايى كه از خود به يادگار گذاشته ، اطلاعات سودمندى از خصوصيات لباس مردان و زنان در اختيار ما مىگذارد .

لباس مردان

اطلاعات ما از لباسهاى قديم از دو منبع است ، يكى از كتب و مدارك تاريخى و عكسها و تابلوهاى قديمى و ديگرى آثار و سفرنامه‌هايى كه در قرون اخير به رشته تحرير درآمده است . شاردن كه در سال 1673 ميلادى ، يعنى 1084 قمرى به ايران سفر كرده ، در مورد لباسهاى نياكان ما چنين مىنويسد : « لباسهاى شرقيها تحت تأثير مد قرار نمىگيرد ؛ و تقريبا هميشه يك‌طور دوخته مىشود نه از حيث رنگ و نه از حيث شكل و پارچه از قرون متمادى تغيير مهمى در آن رخ نداده است . » وى مىگويد كه در خزانه‌هاى اصفهان لباسهايى متعلق به چنگيز را ديده است كه مانند لباسهاى روزى است كه او به آن شهر مسافرت مىنموده است و دربارهء لباس مردم آن زمان اصفهان مىنويسد : « مردان آن زمان شلوارهائى مىپوشند كه تا روى كفش مىآيد و از جلو چاك ندارد و آن را با ليفه به كمر نگاه مىدارند . پيراهن آنها بلند است و روى شلوار مىافتد و از طرف راست چاك دارد و اين چاك تا روى شكم مىآيد ، پيراهن فاقد يقه است ، ولى مردان و زنان لبه‌اى از مرواريد يا يراق به پيراهن خود مىدوزند كه تقريبا به عرض يك انگشت است ، مردان روى پيراهن يك نيم‌تنه كوتاه مىپوشند كه معمولا از پارچه پنبه‌اى است و در پايين روى شكم تكمه مىخورد و دامن آن
هامش
( 1 ) - مأخوذ از حاشيه‌يى است كه آقاى على اصغر حكمت بر تاريخ ادبى براون نوشته‌اند .