23 درصد و زنها معادل 4 درصد بوده است ؛ نسبت مردان باسواد در شهر كاشان از ده سال به بالا برابر 2 / 40 درصد و زنها 9 / 9 درصد بوده است .
مردم كاشان در تمام اعصار تاريخى از زن و مرد سرگرم به كارهاى صنعتى و توليدى بودهاند ، چنان كه علاوه بر آنچه نويسندگان خودى و بيگانه نوشتهاند ، كه در كاشان بيكارى بزرگترين ننگ بهشمار مىرود و آدم بيكار نمىتواند در آنجا زيست نمايد ، نشريه رسمى آمار عمومى نامبرده نيز در جدول ( شماره 10 ) راجع به فعاليت اقتصادى آنجا تصريح مىنمايد كه برابر 3 / 62 درصد مرد و زن از ده سال به بالا در كاشان شاغل كارى هستند ؛ درصورتىكه در شهر نفتخيز و كارگرى مسجد سليمان ، اين نسبت 41 درصد و در شهر فعال و صنعتى يزد هم از 3 / 54 درصد تجاوز نمىكند . . . »
جمعيت كاشان در نتيجهء اعتدال هوا همواره رو به افزايش بوده ، ولى عوامل مختلف اقتصادى و سياسى گاهوبيگاه مردم را وادار كرده است كه از زادگاه خود مهاجرت كنند ؛ از اواسط سلطنت ناصر الدينشاه كه سيل كالاهاى خارجى به ايران آمد ، بسيارى از مردم فعال كاشان براى بهدست آوردن كسبوكار جديد پراكنده شدند ، علاوهبراين ، 15 سال طغيان و راهزنى نايب حسين كاشى ، موجب پراكندگى شد و به ركود فعاليتهاى اقتصادى كمك كرد . . . » « 1 »
صنايع دستى در عهد ناصر الدينشاه
از جمله مؤسساتى كه امير كبير طرح انشاى آن را ريخته و پس از وى به ثمر رسيده است ، مدرسه يا مؤسسه مجمع الصنايع است ، كه براى تربيت و تشويق اهل هنر و ترويج صنايع داخلى ، در سراى بزرگى كه هنوز هم به همين اسم موسوم و محل آن در انتهاى بازار توتونفروشها در جنوب غربى محل سبزهميدان قرار دارد .
در كتاب المآثر و آلاثار ، در باب تأسيسات عصر ناصرى راجع به مجمع الصنايع چنين آمده : « مجمع الصنايع مشتمل است بر صنايع دستى از قبيل آپوليتسازى و زردوزى براى ملبوس نظام و بريدن و دوختن البسهء قشون ، مليلهسازى عمل چين ، كه زركشى و زر - دوزى مخصوص ممتازى است و نقاشيهاى بسيار اعلى و تفنگسازى و قدارهگرى و غير - ذلك از اعمال و صناعات و پيشههاى متعلقه به ترتيب لشكر و سوق عسكر ، در بازار صندوق - دار ، واقعه در دار الخلافه تهران سنه 1269 سال ششم از جلوس همايون . » « 2 »
در كتاب منتظم ناصرى در ذيل وقايع 1269 چنين آمده : « اين اوقات يكروز
هامش
( 1 ) - حسن نراقى ، تاريخ اجتماعى كاشان ، از ص 11 به بعد .
( 2 ) - ر . ك : المآثر و الاثار ، ص 63 ، ستون اول .