« در همهء اين زمينهها كه صنعت ، راهنما و كمك هنر گرديد سهمى كه از مشرقزمين به ما رسيده است ، اصلى و اساسى است . » در زمينهء فخارى و ظروف ، غربيان خاك رس را در حرارت 1200 درجه مىپختند و با ورقهاى از لعاب مىپوشانيدند تا خلل و فرج آن گرفته شود ، درحاليكه فخاران چينى در 25 قرن قبل از ميلاد ، اين خاك را در حرارت 1400 درجه مىپختند و جسم شفاف و غير متخلخلى بهدست مىآوردند كه جزو شاهكار - هاى هنرى بهشمار مىرفت ؛ علاوهبراين ، لاك و صدف از هدايايى است كه از سرزمين هنرپرور چين به اروپا راه يافته است . صنعت فرش نيز از ايران و آسياى مركزى به اروپا رفت . » « 1 »
معمارى و هنرهاى ساختمانى در غرب
« كليسيا بر روى هنر قرون وسطا نيز تأثيرى عظيم به جاى نهاد ، بزرگترين و زيباترين بناها ، همان نمازخانهها
( Cathedral )
بودند .
در اوايل قرون وسطا ، هنر ساختمانى به انحطاط گرائيد ، ولى حتى در زمان شارل كبير ، معماران تقليد از سبك رومى را آغاز كردند ، طى قرن دهم تا دوازدهم در نزديكى ديرها و شهرهايى كه محل زندگى اسقفها بود ، كليساهاى بزرگى ايجاد شد ، معابد بزرگ و باعظمت و ادعيه مطنطن و پرشكوه ، همراه با موزيك و آواز دستهجمعى ، مىبايستى بر اذهان مردم اثر بگذارد و آنان را مجذوب كليسا كند .
در قرون دهم تا دوازدهم ، در ساختمان بناهاى سنگى هنوز مهارتى بهكار نمىرفت ، بناها اغلب زمخت و جسيم بود و در آنها كوهى از مصالح بهكار مىبردند ، چنان كه با ديوارهاى عريض و پنجرههاى باريك و ستونهاى ستبر و زمخت خود بيشتر به قلعه شباهت داشتند .
صفت ممتاز معابد قرنهاى دهم تا دوازدهم ، طاقهاى گنبدى بود كه از روميها اقتباس شده بود و شيوهء معمارى آن رومن
( Romain )
ناميده مىشد ، معابد با حجاريهاى بيقوارهاى كه رنگهاى تندى داشت ، تزيين يافته بود . » « 2 »
پير روسو ضمن بحث از معمارى قرون وسطايى مىنويسد : « . . . مؤسسات مذهبى در اين اوقات قدرت مطلق داشتند و ايمان واقعى يا تظاهر به ايمان را به همهكس تحميل مىكردند ، حقيقت آنست كه همهء مردم در ساختمان كليساها شركت مىكردند . اگر شركت يك نفر با اهداء پول نقد انجام مىگرفت ، دومى از قوت بازوى خود اعانه مى - پرداخت و فى المثل در استخراج سنگ كمك مىكرد و نفر سوم بهعنوان خاكبردارى يا
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 133 به بعد . ( به اختصار )
( 2 ) - نقل از : تاريخ قرون وسطا ، تأليف پروفسور كاسمينسكى ، صفحه 103 .