سرنوشت آثار هنرى از عهد صفوى به بعد
استاد فقيد عباس اقبال مىنويسد : « امر عجيب در كار سلاطين صفويه اينست كه اين جماعت با اينكه در تشويق اهل هنر و صرف همت و مال در استفاده از اين طايفه پاى كمى از هيچكس نداشته و در تعقيب سيرهء بازماندگان تيمور و آق قويونلو و امرا و وزراى ايشان در مرحلهء تشويق هنرمندان ، از ايشان نيز بيشتر تاختهاند و واقعا به اين كار علاقه داشته و از جان و دل در اين باره مىكوشيدهاند ، باز به مصلحت روز و به جهت مزيد رونق بازار شريعت ، دست به اقداماتى مىزدند كه با روح اسلام تباين و تعارض داشت .
همه مىدانند كه شاه عباس كه خود را كلب آستان حضرت على ( ع ) مىخواند و براى زيارت مرقد مقدس امام هشتم ( ع ) پياده از اصفهان تا مشهد طى طريق نمود ، در ساختن مساجد و پديد آوردن آثار هنرى و تشويق هنرمندان ، چقدر علاقه و صميميت نشان داده است ولى متأسفانه ، بعد از برافتادن خاندان صفوى و استيلا يافتن افاغنهء خونخوار خانهبرانداز و نادر پولپرست خودخواه و حكام جائر و جاهل قاجاريه ، چنان اهل ذوق و هنر را خوار و بيمقدار كرد كه اين بينوايان در ايام غلبهء هنرشكنان ، عرض هنر را ننگ و عار مىديدند و جز اينكه اين فن شريف خود را از ناكسان بپوشند و با خود به گور ببرند ، چارهاى نداشتند ، چه علاوه بر آنكه در اين مدت از زمان ، هنر مقدار نداشت ، هنرمند نيز چون مثلا فقه و اصول نمىدانست و از صرف و نحو بى خبر بود ، مردى بيمصرف و هرزهكار بهشمار مىرفت و دور نبود كه او را به تعزير و تكفير از ميان بردارند و آثار هنرى او را در شمار آثار ضلال درآورند .
جنايتى كه يك عده از حكام طمعورز سفيه دورهء قاجاريه و عمال آنها در يكى دو قرن اخير در انهدام آثار بىنظير اصفهان مرتكب شدهاند ، از حد شرح و وصف بيرون است . از تمام آثار و ابنيهء باشكوهى كه در ساحل راست زايندهرود وجود داشته و سياحان فرنگى در صد سال قبل اوصاف و تصاوير آنها را براى ما به يادگار گذاشتهاند ، امروز كوچكترين اثرى برجا نيست و از ابنيهء داخل شهر هم هرچه برپاست به شكل عجيبى صدمهء عمدى خورده و غالبا ، نقوش آنها را سترده يا در و پنجره و سقف آنها را چنان درهم شكستهاند كه هيچ زلزلهاى نيز چنين نمىكرده است . . . » « 1 »
دعوت صنعتكاران فرنگ در عهد صفويه
در نامهء شاهقلى خان اعتماد الدوله به لوئى چهارم پادشاه فرانسه ، غير از تقاضاى كمك نظامى و دريايى براى قلع و قمع دزدان دريايى عمان ، از پادشاه فرانسه تقاضا شده است كه عدهاى كارشناس تسليحات نظامى و استادان صنايع مختلف به ايران گسيل دارند . « چون استادان و اهل
هامش
( 1 ) - عباس اقبال آشتيانى ، مجله يادگار . سال دوم ، شماره نهم ، از ص 2 به بعد .