در شهرها ، فعاليتهاى صنعتى رو به وسعت مىرفت : « . . . پيدايش دوكهاى نخريسى در بسيارى از نقاط مختلف ايران ، نمايشگر آگاهى مردم به فن ريسندگى و بافندگى است ، يك ميلهء مسى در « تپه حصار » دامغان پيدا شده كه كاوشگران آن تپه ، آن را ميلهء مخصوص ريسندگى دانستهاند كه با آن نخهاى نازك را مىتابيدند ، كثرت دامها كمك كرد كه آرياها از هزارهء دوم پيش از ميلاد ، با هنر پارچهبافى و قالىبافى آشنا شوند . به قول گزنفون : « پارسيها در لباس و تجمل از ماديها پيروى مىكردند . كاوش باستانشناسان شوروى در تپهء « پازيريك » نشان داد كه بافندگى و قالىبافى در عهد هخامنشيان رو به پيشرفت بوده است . » « 1 »
معمارى و ساختمان در عهد اشكانيان
در مناطق مركزى و جنوبى ايران ، به علت خشكى و نيامدن باران ، ايجاد بناهاى ساده و خشتى ، ممكن بود دهها سال دوام يابد . مالكوم كالج ، ضمن گفتگو از خصوصيات فرهنگ و تمدن پارتيان ، در مورد معمارى آن دوران مىنويسد : اكثر ساختمانها از خشت و گل بود « . . . گاهى آجر هم در ساختمانها بهكار مىبردند و آن براى ساختمانهاى مهم همچون كاخ فرمانروايان و پرستشگاهها بود ، سنگ هنگامى به كار برده مىشد كه مقدار زيادى از آن موجود بود و يا وضع مادى چنين اقتضا مىكرد . . . چوب بهطوركلى در سراسر آسياى غربى كمياب بود و از مناطق دوردست مىآوردند و در نتيجه گران تمام مىشد و حتى المقدور كمتر به كار مىبردند . » استرابون كه در سدهء اول ميلادى مىزيست ، مىنويسد : كه مردم بين النهرين طاق ضربى مىزنند تا چوب مصرف نكرده باشند .
پهناورى بسيار شاهنشاهى پارت و گوناگونى سنتهاى آن سبب گرديد كه يك نوع سبك معمارى در سراسر آن وجود نداشته باشد . به نظر مالكوم كالج ، نقشهء دايرهوار ساختمان كه در آن زمان معمول بود بيشتر براى آن بود كه « بارو كشيدن » بر دور آن آسان بود و شهرهاى تيسفون و الحضر و مرو نيز چنين بود اين شيوهء شهرسازى تا زمان ساسانيان و اسلام معمول بود - شهرهاى پارتى « بارودار » يادآور اوضاع زمانه است . باروهاى مرو از خشت خام بود ، با برجها و كنگرههاى قائم الزاويه و سوراخهاى تيراندازى . . . در درون يك شهر پارتى ، مهمترين ساختمان معمولا ارگ ( مركز امور ديوانى و پرستشگاه ) بود ، بازار هم چهبسا كه اهميت داشت . . . بيشتر خانههاى مردم معمولى ، مخصوصا در مغرب پارت كه در آن شيوهء بابلى رواج داشت و حتى در شهرهاى اصلا يونانى مانند
هامش
( 1 ) - على سامى ، « بافندگى در ايران » مجلهء بررسيهاى تاريخى ، ص 2 به بعد . همچنين نگاه كنيد به ايران باستان ، تأليف مشير الدوله ، ص 2698 .