تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
ايرانيان از هنر پيكرتراشى يونانى الهام گرفته‌اند . ظاهرا خشايارشا بعضى از مجسمه‌هاى زيباى يونانى را به ايران منتقل كرده است ، پلوتارك مىنويسد : « سربازان اسكندر پس از آنكه به پايتخت دست يافتند ، مجسمهء بزرگ خشايارشا را سرنگون كردند . از اين خبر و قراينى چند مىتوان به اين نتيجه رسيد كه در ايران آن عصر هنر مجسمه‌سازى وجود داشته است ، ولى بدون شك از جهت ظرافت و دلنشينى با مجسمه‌سازى يونانى قابل قياس نبوده است . و . وبارتولد ، مستشرق و دانشمند روسى در سال 1926 نوشت : « بسيار اشتباه‌آميز خواهد بود اگر كه آثار دوران هخامنشى را تنها به ملت ايران منتسب نمائيم . . . آثار با عظمتى كه در آنها تجسم انديشه و ايده‌آل زمامداران ايرانى را ديده‌اند . . . كار دستهاى ايرانى نبوده ، بلكه محصول هنر خارجيان ، از جمله نقاشان يونانى بوده كه در خدمت ايران بوده‌اند . » « 1 » م . م . دياكونف شرقشناس و پژوهندهء تاريخ ايران باستان مىنويسد : « گرچه منطقهء فارس مركز حكومت هخامنشيان بود ولى مراكز اقتصادى و فرهنگى اين حكومت ، ايلام ، ماد و بين النهرين بوده است » . بنا به عقيده بارتولد و دياكونوف « در هنر اين دوران همراه با عناصر ايرانى ، عناصر هنر مصرى ، يونانى و بابلى را مىتوان يافت . » « 2 »

مواد اصلى ساختمانها

پروفسور هرتسفلد در كتاب تخت جمشيد ( اثر اشميت ) مىنويسد : « بيشتر بناهاى عظيم عهد هخامنشى از تخته‌سنگهاى بزرگى بدون ملاط ساخته شده بود كه به وسيلهء سيمهاى فلزى به هم پيوسته و سطوح جانبى آنها به وضعى شگفت‌آور حجارى شده و داراى دورهء صاف و كمى برآمده است . » « 3 » ولى بناهاى عادى آن دوران را با آجر و خشت مىساختند . هرتسفلد ضمن توصيف حرمسراى خشايارشا مىنويسد : « همهء ديوارهاى اقامتگاه كاركنان حرمسرا از خشت خام به ابعاد معمولى ( در ازاى هر ضلع 33 تا 34 سانتيمتر و ضخامت آنها تا 13 سانتيمتر ) و ملاط گل ساخته شده است . . . ديوارها با پوشش معمولى كاهگل به ضخامت 3 تا 5 سانتيمتر پوشيده شده و روى آن ( گچ خاكسترى ) به ضخامت 5 ميليمتر از همان نوع كه در تمام ديوارهاى معمولى خزانه ديده مىشود ، كشيده‌اند . » در جاى ديگر مىنويسد : « ديوارها معمولا از خشت است و هر ضلع خشتها در
هامش
( 1 ) - و . وبارتولد ، بررسى تاريخى ، تاشكند 1926 ، ترجمهء ابو الفضل آزموده ، ص 17 و 18 . ( 2 ) - دياكونوف ، مختصرى دربارهء تاريخ ايران باستان ، پيشين ، ص 287 . ( 3 ) - اشميت ، تخت جمشيد ، ترجمهء عبد اللّه فريار و ديگران ، ص 56 و 252 .