حدود 33 سانتيمتر و در نصب آنها ملاط گل به كار رفته ، روى ديوار با اندود گچ و خاك بين سه تا 5 ميليمتر پوشيده شده است و پوشش نهايى با گچ خاكسترى متمايل به سبز است .
بهطوركلى مواد ساختمان آن دوران عبارت بود از سنگ ، آجر ، خشت ، گچ ، قير معدنى و آهك . » « 1 »
صنايع ملى در عهد هخامنشى
در دورهء هخامنشيان ، مادام كه سلاطين و زمامداران در سراشيبى فساد و خودپرستى سقوط نكرده بودند ، وضع صنعت و تجارت تا حدى رضايتبخش بود ، و كشورگشاييهاى كورش و داريوش ، و آشنايى ايرانيان با ملل متمدن و پيشرفتهء شرق نزديك موجب ترقى فنون و صنايع گرديد ؛ و ظاهرا در ايران از هزارهء دوم قبل از ميلاد ، يعنى قبل از روى كار آمدن حكومت هخامنشى ، از طلا و نقره و مس و مفرغ استفاده مىكردند . و انواع سلاحها و وسايل ديگر از قبيل :
سپر ، جوشن ، ساقبند ، خود ، شمشير ، غلاف شمشير ، نيزه ، خنجر ، زره اسب ، تبر ، متههاى قلعهكوب و غيره به دست هنرمندان ساخته مىشد . سپر را از آهن و مفرغ و گاهى از چوب ، ولى شمشير و نيزه و تبر را بيشتر از مفرغ مىساختند . بهطورى كه از مفاد لوحهء گلى شمارهء 52 تخت جمشيد برمىآيد ، منطقهء « نيريز » يكى از مراكز مهم زرهسازى در دورهء خشايارشا بود ، و در لوحهء مذكور ، حقوق 12 كارگر مرد ، 18 پسربچه و 14 نفر زن و 11 دختر كه مشغول كار بودهاند ذكر شده است .
دكتر گيرشمن و كنتنو ، ضمن گزارشى كه از حفاريهاى شوش منتشر كردهاند ، مى - نويسند : بيشتر اشياء مكشوفه ، افزار و آلاتى از قبيل كلنگ ، داس ، خيش ، تبر ، اره ، مالبند اسب ، دهنه ، نعل و غيره بود كه از مفرغ ساخته مىشد . نعل اسب به صورت امروزى از قرن دوم يا قرن اول قبل از ميلاد ساخته شده است .
اشياء زينتى از قبيل دستبند ، انگشتر ، سينهريز ، سنجاق ، گوشواره ، بازوبند و مجسمه - هاى طلايى و نقره مورد استفادهء مردان و زنان آن دوره قرار مىگرفته ، صنعت جواهرسازى و سوار كردن سنگهاى گرانبها روى فلزات معمول بود . علاوه بر آنچه گفتيم ، از ظروف فلزى ، از قبيل : كاسه ، بشقاب ، فنجان ، روغندان ، جام ، گلدان ، و غيره استفاده مىكردند .
طبقات ممتاز از ظروف طلا و نقره و تهيدستان از ظروف سفالين بهرهمند مىشدند . طبق نظريه دكتر گيرشمن : در املاك بزرگ ، رعاياى كارگر ، مصنوعاتى نظير كفش ، نيمتنه ، شلوار و لباس و اثاثهء خانه براى خود و ديگر كشاورزان تهيه مىكردند .
علاوه بر فعاليتهاى صنعتى محدودى كه در عهد هخامنشيان در دهات صورت مىگرفت ،
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 56 و 252 .