در كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى ، باب هجدهم ضمن توصيف بيماريهاى زنان مىنويسد :
« هيچچيز از براى سالخوردگان ، مضرتر از داشتن آشپز خوب و رفيقهء زيبا نيست ، چه اولى او را به پرخورى وامىدارد ، كه غايت آن بيمارى است و دومى او را به عشرت مىكشاند ، كه موجب آن پيرى است ؛ پس بدانكه سلامت جسم به غذاى اندك است . . . » « 1 »
شب زفاف
پروفسور اسوالد شوارتز در كتاب روانشناسى جنسى مىنويسد :
« . . . در روزگاران پيش ، ميان بسيارى از ملتها رسم بود ، كه پارچهء خونآلود رختخواب را ، صبحگاهان از پنجرهء اتاق زفاف مىآويختند تا به همه ثابت كنند كه عروس بكر بوده و زناشويى درست انجام يافته است . . . سپس مىنويسد كه چون شب زفاف در بين بسيارى از ملل ، نخستين شب آشنايى زن و مرد است ، ممكن است مرد از فن ظريف و دشوار مغازله و معاشقه نسبت به زن جوان ناآزموده و وحشتزده ، قاصر آيد و چنان كه بايد نتواند عمل جماع را كه بايد با جلب ميل و شهوت زن صورت گيرد انجام دهد . بهخصوص كه در بين بسيارى از جوامع ، افكار و عقايد مبالغهآميزى راجع به ازاله بكارت در مخيلهء مردان وجود دارد و معتقدند كه زفاف ، مهر آخرين را بر روى قبالهء نكاح مىزند ، اين نگرانيها گاه مردان آزموده را متزلزل و ناراحت مىكند . . . » « 2 »
براى رفع ملال خوانندگان جملهيى چند از كليات عبيد را در پيرامون شب زفاف نقل مىكنيم : « زنى شب زفاف تيزى بداد و شرمگين شد و بگريست ، شوى گفت : مگرى كه تيز عروس نشانهء افزون نعمتى باشد . گفت : اگر چنان است تا ديگر رها كنم ، شوى گفت :
نى ، كه ايثار را بيش از اين درنگنجد . . . » « 3 »
سنتهاى غلط و زيانبخش
در بعضى از خانوادهها از ديرباز تاكنون رسم بر اين جارى است كه مادر يا كسان داماد ، در شب زفاف پشت در اتاق مىايستند و منتظرند كه پس از مقاربت و همخوابى زن و شوهر ، دستمال نجابت را كه دليل بكارت دختر است به كف آورند و مدرك عفت و پاكدامنى دختر قرار دهند ، غافل از آنكه ممكن است در آن شب به علل روحى يا جسمى نزديكى صورت نگيرد ؛ بنابراين ملزم كردن عروس و داماد به اين كار ، عملى ناروا و سنتى زيانبخش است ، مجلهء زن روز مىنويسد : « زن و شوهرى كه در شب زفاف دچار هيجان روحى شده بودند براى نجات از زبان بدگويان ، موافقت مىكنند كه شوهر با چاقو ، پرده بكارت دختر را پاره كند ، با
هامش
( 1 ) - سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ترجمهء محسن جاويدان ، ص 186 .
( 2 ) - ر . ك : روانشناسى جنسى ، پيشين ، ص 254 .
( 3 ) - ر . ك : كليات عبيد ، پيشين ، ص 253 .