ابو العباس به دو دست نتوانست يافت گفت : « اين مهم نيست مردها اينطورند و مثل تو مى - شوند » و او همچنان بكوشيد تا همان شب به دو دست يافت و دلبستهء او شد و قسم خورد كه سر او ، زن نگيرد و كنيز نياورد . . . » « 1 »
عزيز مصر عنين بود
بهطورى كه از منابع تاريخى برمىآيد « زليخا زنى بود كه در همهء مصر به جمال وى نبود » اين زن با اين حسن و زيبايى پس از عروسى با عزيز مصر ( كه خزانهدار فرعون بود ) به علت ناتوانى جنسى شوهر ، و عنين بودن او ، سالها به حال بكرى باقى ماند . بهاينترتيب دخترى كه « با جهيز بسيار و قطارهاى شتران در زير بار زر و جواهر و مشك و عنبر به خروار » « 2 » به مصر فرستاده بودند ، چنان كه از كتاب جامع ( ص 341 ) برمىآيد « هفت سال در بستر شوهر بشد و شوهر بر او ظفر نيافت و به مهر خود بود . ( يعنى ازاله بكارت از او نشد ) .
در كشف الظنون مىخوانيم : « . . . ملكى دچار ضعف باه شد ، و از طبيب خود كمك خواست ، طبيب گفت : درين باب ، كتابى تأليف شده به نام « الالفيه و الشلفيه » كه به روايت ابو الخير ، اطباء داستانهايى از زبان زنى آنكاره موسوم به الفيه اختراع كرده بودند و آن زن را بدين سبب « الفيه » خوانده بودند كه با هزار مرد درآميخته بود و هركدام را به نوعى ارضاء كرده ، و اين داستانها را بازگو مىكردند و طبع ملك برانگيخته مىشد . »
به نظر پزشكان ، ناتوانى جنسى ممكن است به علل روانى ، عصبى ، جسمى و يا در نتيجهء افراط در مقاربت حاصل شود : چنان كه ، ابو الحسن سيمجور سپهسالار خراسان در اثر زياده - روى در عياشى « . . . روزى به خيال تمهيد بساط عيش و نشاط با يكى از كنيزان به باغى رفته بود ، آغاز مباشرت نمود آلت مباشرت از كار افتاد . . . » « 3 » ناگفته نماند كه در قرون وسطا و شايد امروز نيز عدهيى معتقدند از راه جادوگرى و افسونخوانى مىتوان مرد سالمى را از مردى انداخت . . . »
عبيد زاكانى مىنويسد :
شوهر فقير : « زنى نزد شريح قاضى شد و از شوى خود شكايت برد كه مرا خرجى
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، پيشين ، ج 2 ، ص 266 .
( 2 ) - دكتر باستانى پاريزى ، ناى هفتبند ، نمكدان سهخانه ، ص 134 .
( 3 ) - ر . ك : حبيب السير ، پيشين ، ج 2 ، ص 366 .