تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
. . . به‌طورىكه گفته شد تظاهرات ميل به همجنس يكى از مشخصات دورهء كودكى است ، ولى در دورهء بلوغ اين تظاهرات بارزتر است . . . . دكتر بلوخ مىگويد : « بر اثر مشاهدات پزشكى كه شخصا به عمل آورده‌ام ، به - اين نتيجه رسيدم كه در افراد كاملا سالم از هردو جنس ، از اوان دورهء كودكى بىآنكه هيچ نوع عامل خارجى دخالت كرده باشد ، يك « ميل » و پس از اين دوره ، يك « انگيزهء جنسى » نسبت به همجنس وجود دارد . » « 1 » عده‌يى از دانشمندان و پژوهندگان امور جنسى پس از سالها مطالعه و تحقيق به اين نتيجه رسيده‌اند كه هر فردى اعم از مرد يا زن قبل از بلوغ ، يك دورهء تمايل به همجنس را از سر مىگذراند ، ولى پس از آنكه سن انسان به سن قانونى رسيد و به مرحلهء بلوغ و تكامل قدم گذاشت و توانست بدون مانع و مشكلى با جنس مخالف آميزش كند و در اجتماع راه يابد ، اين غريزهء انحرافى ، خودبه‌خود رو به فراموشى مىرود . پدران و مادران در سالهاى بلوغ بايد بيش از پيش در اعمال و رفتار فرزندان خود دقت و مراقبت كنند و با خواهشها و تمايلات آنان حتى الامكان مخالفت نورزند و سعى كنند با گردشهاى دسته‌جمعى و تفريحات سودمند و ورزش و استفاده از كتب سودمند اجتماعى و سخنرانيهاى بهداشتى ، اطلاعات عمومى آنان را در زمينه‌هاى مختلف از جمله در امور جنسى افزايش دهند و با اين تدابير افكار انحرافى و زيانبخش را در جوانان از بين ببرند ، و در اولين فرصت ممكن ، موجبات ازدواج آنان را فراهم سازند . به عقيدهء بعضى از صاحبنظران ، شرايط اقليمى ، ساختمان بدن و نحوهء ترشحات غدد بدنى و طرز تربيت در ظهور و بروز انحرافات جنسى مؤثر است . در كشورهاى غربى فقط روابط دو جنس مذكر را جرم شناخته‌اند ، درحاليكه طبق فقه اسلامى غير از لواط ، « مساحقه » نيز گناهى قابل كيفر تشخيص شده است . و انحراف اخير بيشتر در دربار خلفا و امرا و فئودالهايى كه عدهء كثيرى زن از عقدى و كنيز در اختيار داشتند ، ديده شده است ، اين زنان كه حتى از ديدن مردان ، محروم بودند ، گاه براى فرونشاندن آتش شهوت ، به طبق زدن دست مىزدند و اين معنى در آثار گذشتگان و به‌خصوص در اشعار انورى و خاقانى به چشم مىخورد . خاقانى در هجو اهل بغداد مىگويد :
اهل بغداد را زنان بينى * طبقات طبق‌زنان بينى زعفران ساى گشته هاونها * فارغ از دستهء گران بينى ماده بر رو فتادن دوبه‌دو * همچو جوزا و فرقدان بينى
هامش
( 1 ) - از كتاب نظربازى ، نوشتهء آقاى حسن قائميان .