تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
و آشور موظف بودند يكهزار قنطار نقره و پانصد پسر به ايران بفرستند . » « 1 » در كتاب توراة در باب 19 ، آمده است : خداوند به سبب گناهكارى مردم « سدوم » يعنى قوم لوط ، درصدد ويران كردن آن شهر برآمد ؛ ولى قبلا لوط را اجازه داد كه با زوجه و دو دخترش از شهر خارج شوند و وى به « صوغر » رفت ، آنگاه خداوند بر سدوم و عموره از آسمان گوگرد و آتش بارانيد . چون زوجهء لوط به عقب برگشته بر اين شهر نگريست ، به ستونى از نمك مبدل شد ، لوط از ماندن در « صوغر » ترسيد و با دو دختر خود به كوه رفت و در مغاره ساكن شد ، دختر بزرگتر به ديگرى گفت كه بيا تا پدر خود را شراب بنوشانيم و با او همبستر شويم تا نسلى از پدر خود نگاه داريم ، چنين كردند و هردو از پدر حامله شدند ، دختر بزرگ پسرى زائيد و او را « موآب » نام نهاد و وى نياى « موآبيان » است و دختر كوچك نيز پسرى زائيد و او را « بن عمى » نام نهاد و وى نياى « بنو عمون » است . در قرآن ، لوط از پيغمبرانى است كه قومشان عذاب ديده‌اند و در كنار هود ، صالح ، نوح و شعيب قرار دارد . قوم لوط كه در قرآن به‌عنوان « اخوان لوط » از ايشان ياد مىشود ، در رديف « ثمود » و « مدين » از اقوام گناهكارى هستند كه به عذاب الهى گرفتار شده‌اند ، هنگامى كه ابراهيم قوم خويش را از گناهكارى و بت‌پرستى بازمىدارد ، لوط به او ايمان مىآورد ، قوم لوط كه به انحراف جنسى گرفتارند ، از مهمانان وى كام مىطلبند ، وى ايشان را از اين گناه بازمىدارد ، اما آنان نمىپذيرند و عذاب الهى مانند صيحه‌اى از آسمان بر ايشان فرود مىآيد و باران سجيل ( سنگ گل ) نازل مىشود ، لوط و خانواده‌اش نجات مىيابند ، مگر همسر لوط كه در عذاب گرفتار مىشود ، زيرا به پشت سر مىنگرد . در كتب قصص الانبيا ( از قبيل ثعلبى و كسائى ) و در تاريخ طبرى اطلاعات زيادى در باب قوم لوط نقل شده كه متخذ از تورات است ، نويسندگان قصص انبيا اغلب نوشته‌اند كه قوم لوط در آغاز مردمى پرهيزكار بودند و ابليس به صورت مرد غريبى بر ايشان ظاهر شد و از راههاى مختلف آنان را به همجنس‌طلبى وادار كرد ، تا اين كار عادت ايشان شد و در اين باب داستانها و افسانه‌ها پرداختند . » « 2 » در اسلام ، لواط و زنا در شمار گناهان كبيره و مرتكب مستوجب حد شرعى است ، به نظر امام مالك يكى از ائمه اربعهء اهل سنت و جماعت ، اجراى حد شرعى در مورد لواط با غلام مملوك لازم نيست :
هامش
( 1 ) - ماخوذ از كتاب نظربازى ، نوشتهء حسن قائميان . ( 2 ) - ر . ك : دايرة المعارف فارسى ، ج 2 . بخش اول از « ش » تا « ل » ص 2522 .