تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
« ان الحد لا يلزم من يلوط به غلام مملوك » « 1 » درحالىكه به حكم قرآن : صد ضربه شلاق براى زانى و زانيه در نظر گرفته شده است .
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
( سورهء النور ) و امردبازان را سنگسار مىكنند . سنايى گويد :
بشود لا محاله دهر خراب * چون لواطه كنند در محراب
حديقه ( منظومه عرفانى )
بر قياس خويش دانى هيچ كايزد در كتاب * از چه معنى دو زن كردست مردى را بها « 2 » ور زنا كردن چو كشتن نيست از روى قياس * هردو را كشتن چو يكديگر چرا آمد جزا
* به حكايت شاهنامه ، دقيقى . شاعر خوش‌قريحهء ما از اين خوى بد بىنصيب نبود : « جوانيش را خوى بد يار بود . » « فردوسى » دقيقى ، غلامى داشت ترك و حوب‌روى ، دل بر او بسته بود ، غلام به حكم تعصب درحال مستى دقيقى را به قتل رسانيد و به حيات شاعر باذوق و خوش‌قريحه‌يى كه لطف طبع خود را در آثار معدودى كه از خود به يادگار گذاشته ، آشكار ساخته است ، پايان بخشيد :
دقيقى چار خصلت برگزيده * درين گيتى ز هر خوبى و زشتى لب ياقوت‌رنگ و نغمهء چنگ * مى چون رنگ و كيش زرتهشتى
در ايران ، درنتيجهء حدود و قيود گوناگون اجتماعى ، از روزگار قديم ، عشق - هاى غيرطبيعى و ميل به همجنس در بين طبقات مختلف اجتماع رواج داشت و كتب ادبى و اجتماعى كشور ما ، مخصوصا در دوران بعد از اسلام گواه اين معنى است ، به عقيدهء گوته : « عمر عشقبازى با پسران ، با عمر بشريت برابر است . » بايد توجه داشت كه ميل به همجنس ، مفهومى كلى و عمومى دارد ، يعنى « اعم از اينكه آن دو فرد ، هردو پسر يا دختر ، زن و يا مرد باشند و خواه اين كشش ، محرك احساساتى و روحى داشته باشد يا شهوانى . . . بنابراين ميل به همجنس داراى معنى نسبتا وسيعى است . . . در ادبيات كشور ما دربارهء عشقبازى با همجنس به شرطى كه يكى از دو طرف پسر بالغ فرض شود ، اصطلاحات و تركيبات بسيارى مىتوان يافت . مانند : غلام‌بارگى ، شاهدبازى ، امرد - بازى ، ساده‌پرستى و غيره .
هامش
( 1 ) - ر . ك : طبقات الشافعيه سبكى ، ج 3 ، ص 18 . ( 2 ) - مراد آيهء 11 از سورهء نساء است .يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ .( در ارث ، مرد دو برابر زن مىبرد ) .