فراهم كرد كه بتواند اميال نوظهور او را تشفى بخشد يا جهت آن را تغيير دهد ، غذاى ساده و سبك و عادت به برخاستن به محض بيدارى و دوش گرفتن و تمرين بدنى در اين مورد بسيار مفيدتر و مؤثرتر از عتاب و خطابها يا نطقهاى اخلاقى و موعظه است . . . » « 1 »
سن بلوغ به نظر سعدى
« طفل بودم كه بزرگى را پرسيدم از بلوغ ، گفت در مسطور ( يعنى كتاب ) آمده است كه سه نشان دارد : يكى پانزده سالگى و ديگرى احتلام و سيم برآمدن موى پيش . » « 2 » متأسفانه متفكرين و صاحبنظران ايران در پيرامون دوران كودكى ، نوجوانى و جوانى و تحولات و دگرگونيهايى كه در هر - يك از اين مراحل در جسم و روح آدمى پديد مىآيد ، تحقيق و مطالعهء كافى نكرده و نتوانستهاند نسل جوان را با تعليمات و اطلاعات سودمند ، با واقعيات اجتنابناپذيرى كه در اين مرحله از زندگى ظهور و بروز مىكند آشنا سازند ، و با آموزشها و تعاليم صحيح از انحرافات جنسى آنان جلوگيرى نمايند .
بررسى انگيزهء جنسى با ديد علمى
« انگيزهء جنسى غريزهيى از نوع گرسنگى و تشنگى است و تابع عمل غدههاى جنسى يعنى بيضهها و تخمدانهاست ، وظيفهء هر غريزه ارضاى يكى از احتياجات ارگانيسم است : مثلا گرسنگى باعث مىشود كه مقدارى غذا ، موقعى كه احتياج بدان هست به ارگانيسم مربوطه برسانيم . . . » « 3 » « در زيستشناسى قانونى هست كه كاملا به ثبوت رسيده است و آن اينكه هر عضوى از اعضاى بدن احتياج دارد وظيفهء خود را انجام بدهد ؛ و كار خود را بكند و اگر از انجام آن باز داشته شود ، اختلال حاصل مىشود . . . » « 4 » به نظر پروفسور « اسوالد شوارتز » در عمل جنسى نبايد تابع هوى و هوس بود بلكه بايد به عواقب آن انديشيد و مسائل عاطفى و معنوى را نيز در نظر گرفت « شور جنسى لجامگسيخته ، كه غالبا در نابالغان و ديوانهها و جانيها تجلى مىكند حاكى از غيرعادى بودن حالت شخص است . » « 5 »
در تأييد اين حقيقت ويل دورانت مىنويسد : « جوانى كه از هورمونها ، تنى پرتبو تاب دارد ، در شگفت است ، كه چرا نبايد به اميال جنسىاش آزادى مطلق دهد ؟ اگر سنت و اخلاق و قانون بازدارندهء او نباشد ، بسا كه پيش از آنكه به بلوغ عقلى برسد ، زندگى خود را تباه كند ، و هرگز درنيابد كه ميل جنسى همچون دودى آتشين است كه بايد آن را با صدها
هامش
( 1 ) - همان رساله ، ص 162 به بعد .
( 2 ) - ر . ك : كليات سعدى ، به اهتمام فروغى ، ص 185 .
( 3 ) - اسوالد شوارتز ، روانشناسى جنسى ، ترجمهء صمد نورىنژاد ، ص 17 .
( 4 ) - همان كتاب ، ص 2 .
( 5 ) - همان كتاب ، ص 26 .