تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

رواج ميگسارى در غرب و عوارض شوم آن

يكى از عادات بسيار زيانبخش جوامع غرب ، گرايش پير و جوان آنهاست به ميگسارى ؛ س . واين‌برگ
S . weinberg
جامعه - شناس آمريكايى ، براساس اطلاعات وسيع ، دريافته است كه در حدود 60 تا 75 ميليون آمريكايى ، از 15 سال به بالا مشروبات الكلى مصرف مىكنند ؛ از اين تعداد 17 درصد معتاد هستند و 48 درصد گهگاه ميخوارى مى - كنند ، 000 / 015 / 5 آمريكايى دايم الخمر هستند ، از اين تعداد 772000 نفر زن هستند . براساس تحليلى كه از واقعيات مربوط به ناهنجاريهاى جامعهء آمريكا صورت گرفته ، مىتوان به اين نتايج دست يافت كه مثلا درصد افراد معتاد به الكل در شهرهايى كه بيش از ده هزار نفر جمعيت دارند ، دوبرابر مناطق روستايى است و افراد دايم الخمر بيشتر ساكن شهرهاى بزرگ هستند و در مناطق روستايى تعداد دايم الخمر از هر جاى ديگر كمتر است و درصد بيماريهاى روانى در مناطق شهرى دوبرابر مناطق روستايى است . . . » « 1 » نظير اين ابتلائات در ديگر جوامع شرق و غرب وجود دارد كه اگر در راه جلوگيرى از شيوع روزافزون آن اقدام نشود ، عوارض اجتماعى زيانبخشى به بار خواهد آورد ، براى جلوگيرى و درمان بيماريهاى روانى و ناراحتيهاى عصبى كه غالبا مردم را به ميگسارى و استفاده از ديگر مواد مخدر مىكشاند ، بايد تلاش و مطالعه‌يى جدى به عمل آورد و در راه كشف علل اين بيماريها و پيدا كردن موجبات اقتصادى و اجتماعى به زور اين امراض ، سعى و كوشش دامنه‌دارى آغاز كرد و در راه توسعهء مؤسسات ورزشى و تفريحات سالم كوشيد . پ . فدوسيوف . و گ . فرانتسف مىنويسند : « مىتوان جامعه را به درختى زنده و بالنده تشبيه كرد كه در سير تحولات خويش شاخه درمىآورد و شاخ و برگ انبوهى پيدا مىكند ، هر شاخه و هر برگ اين درخت زندگى اجتماعى را مىتوان تحت مطالعه جامعه‌شناسان قرار داد ؛ اما بسيارى از دانشمندان بورژوا نمىتوانند انبوه شاخ و برگ اين درخت را زاييدهء موجودى زنده و كامل بدانند و بر اثر اين ناتوانى ، توصيف شاخه‌هاى منفرد ( توصيفى كه غالبا يك‌جانبه است ) به‌صورت هدف درمىآيد و جامعه‌شناسى پايهء علمى خود را از دست مىدهد ؛ ولى زندگى هر شاخ و هر برگ به وضع تمامى درخت بستگى دارد ، منشاء رشد و تجديد حيات درخت زندگى اجتماعى ، قوانين مخصوص به خود دارد ، بدون بررسى قوانين تكامل اجتماعى و مطالعهء جوامع قديم و جديد و شناخت گرايشها و دورنماهاى تكامل ، جامعه‌شناسى نمىتواند مفهومى داشته باشد . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : . نقدى بر جامعه‌شناسى ، ترجمهء حشمت اللّه كامرانى و ج . نوريان ، ص 61 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 62 .