تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
ترياك معتاد بودند . » « 1 » شادروان دهخدا با مراجعه به كتب و آثار مختلف مىنويسد : ترياق معرب ترياك و آن دوايى مركب است معروف ، كه چند ادويهء را كوفته و بيخته و در شهد آميزند و آن دافع اقسام زهرهاى نباتى و حيوانى باشد . ( غياث اللغات )
ترا كه مار گزيده است ، حيله ترياكست * ز ما بخواه ، گمان چون برى كه ما ماريم
ناصر خسرو
اگر داد و بيداد داور شوند * بود داد ترياق و بيداد سم
ناصر خسرو در لغت‌نامه دهخدا ، ترياك به معنى پازهر است و آن معجونى است كه معربش ترياق است و مطلق پازهر را گويند . افيون لغتى است جديد كه به جاى ترياك به‌كار مىرود ، ترياك را از خيلى قديم مى - شناخته‌اند . بقراط و معاصرين وى ذكرى از آن نموده و پزشكان يونانى و رومى آن را به‌كار مىبرده‌اند ، ابو على سينا و رازى اولين پزشكانى هستند كه افعال و خواص ترياك را به وجه كاملى تأليف و تفسير نموده و اين دارو را وارد ( تراپوتيك ) نموده‌اند و در تمام كتب طب قديم ايران فصول جامعى از خواص تراپوتيكى و فرمول معجونهاى گوناگون اين دارو مىتوان يافت كه به‌عنوان مسكن قوى به‌كار مىرفته است . » « 2 »

استفاده از ترياك و كوكنار

« نام افيون يا شيرهء كوكنار « خشخاش » كه اكنون بيشتر به ترياك معروف است ، از سه قرن پيش از ميلاد ، در آثار يونانى و رومى ديده مىشود ، اين سم كشنده كه زمانى فقط داروى دردها و از جمله ترياقها و پاد - زهرها بود ، ظاهرا از همان عهد ، خوردنش به تصور اينكه تسكين‌دهندهء دردها و نيروبخش جسم و علاج بيخوابى است ، متداول گشته است . افيون معرب كلمه « اپيون » « 3 » و در پارسى هيپون و پيون مىگفته‌اند ! چنان كه رودكى يازده قرن پيش گفته است :
تلخى و شيرينيش آميخته است * كس نخورد نوش و شكر با پيون
خوردن ترياك از آغاز دولت صفوى ، در ميان ايرانيان بيشتر معمول شد ، بسيارى از
هامش
( 1 ) - ابو القاسم طاهرى . تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، ص 328 - 329 . ( 2 ) - براى كسب اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به لغت‌نامه دهخدا ، حرف ت شماره مسلسل 107 ، ص 643 و 645 . ( 3 ) -Opion
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 229 | مرتضى راوندى