آدمىزاده اگر در طرب آيد چه عجب * سرو در باغ به رقص آمده و بيد و چنار
سعدى
نام تو مىرفت عارفان بشنيدند * هردو به رقص آمدند سامع و قائل
سعدى
تو گر به رقص نيائى شگفت جانورى * از اين هوا ، كه درخت آمدست در جولان
سعدى
شنيدم كه در لحن خنياگرى * به رقص اندرآمد پرىپيكرى
سعدى
جسم خاك از عشق بر افلاك شد * كور در رقص آمد و چالاك شد
مولوى
دست مىزد چون رهيد از دست مرگ * سبز و رقصان در هوا چون شاخ و برگ
مولوى
هين بزن دستى كه آن شاهد رسد * هان بزن رقصى كه لاله مىرود
مولوى
عاشق آنست كه بىخويشتن از ذوق سماع * پيش شمشير بلا ، رقصكنان مىآيد
سعدى
مغنى بيا چنگ را ساز كن * به گفتن گلو را خوشآواز كن
نظامى
روى خوش و آواز خوش دارند هريك لذتى * بنگر كه لذت چون بود محبوب خوشآواز را
سعدى
به از روى خوبست آواز خوش * كه اين حظ نفس است و آن قوت روح
سعدى
رقص به نظر شيخ اشراق
شيخ اشراق ، چون امام محمد غزالى با تسامح و سعه صدر به رقص و آواز مىنگرد و در مقام توصيف رقص مىگويد : « . . . جان قصد بالا كند همچو مرغى كه خواهد كه خود را از قفس ، بدر اندازد ، قفس تن مانع آيد مرغ جان قوت كند و قفس تن را از جاى برانگيزاند . » « 1 » جالبتوجه است كه از ديرباز تحقيق و تفتيش و تجسس و كنجكاوى در امور خصوصى مسلمانان عملى مذموم و غير - انسانى تلقى شده است و عقلا و آزادانديشان ، ارباب قدرت را از اين كارها برحذر داشتهاند :
هامش
( 1 ) - سيد حسن نصر ، مجموعهء آثار فارسى شيخ اشراق ، ص 264 .