روز نيست ، اينطور به نظر مىرسد كه البسهء آنها جزو تركهء موروثى خانوادگى شده كه براى مبارزه جاودانى با فقر تعمير و وصله مىشود . . . » « 1 »
هنر خياطى و دوخت لباس
ظاهرا در قاره آسيا ، قديمترين كشورى كه به « دوخت » و آراستگى ظاهرى لباس مردان توجه كرده است ، كشور كهنسال چين است .
پس از حمله مغول ، هنر خياطى و دقت در دوخت لباس از سرزمين چين به وسيله مغولان ، به ايران و با وساطت ايرانيان به اروپائيان آموخته شد .
كليجه ارخالق
استفاده از قيچى و الگو و « اتو » نيز از دورهء مغول به بعد در ايران معمول گرديد .
خياط يا دوزنده را در عهد مغول قيچاجى يا قيچاچى و محل كار خياط را « قيچاجىخانه » مىگفتند ، اين اصطلاحات در عهد صفويه نيز معمول بود ، در كتاب عالمآرا در ص 166 چنين آمده است : « ميرزا حسين اصفهانى مشرف ركابخانه و قيچاجىخانه بود . »
بهطوريكه مينورسكى در سازمان حكومت صفوى يادآور شده است « در عهد صفويه دو قيچاجىخانه در دستگاه بيوتات موجود بود . . . اولى قيچاجىخانه خاصه ناميده مىشد و اختصاص داشت به تهيهء ملبوس شاه و اهل حرم و خلعتهاى گرانبهاى امرا كه تنپوش شاه بود و بعد به امرا داده مىشد .
دومى قيچاجىخانه امرا بود كه خلعتهاى كمبهاترى تهيه مىكرد و سه گونه محصول داشت كه عبارت بودند از بالاپوش و قبا و تاج و نيمتاج - « ساير امرا على هذا القياس قيچاجى - خانه خاصه شريفه شاه جنتمكان كه از ابواب خلعتى مملو و شالها اندوخته بحر و كان بود . » عالمآرا ، ص 228 .
بهطوريكه از مندرجات عالمآراى عباسى برمىآيد ، قيچاجىگرى و خياطى در دربار صفوى ارزش و اهميت بسيار داشت ، چنان كه مىنويسد :
« در خدمت اشرف مورد تربيت گشته ، روزبروز به درجه عليا ترقى مىكرد و بخش
هامش
( 1 ) - سفرنامه فرد ريچاردز ، پيشين ص 41 .