وضع كلاه در عهد صفويه
در عالمآراى امينى مىخوانيم : « شيخ با خرقهاى ژنده و كلاهى « تاج » چركين بر سر در معيت دو يا سه تن از پيروان خود ( در 892 ه . ق ) به پايتخت وارد و در زاويه . . . اقامت گزيد . »
فضل الله ، كلاه شيخ را طاقيه ذكر كرده است : « . . . كهنهخرقهاى در بر و چركين طاقيهاى بر سر ، با دو سه مفلوك در زى ارباب فقر و سلوك به تبريز آمد در تكيهء شاه حسين نزول كرد . . . » « 1 »
كلاه دوشاخ
استفاده از آن با « اجازهء مخصوصى بوده است كه مانند امتياز به كسى كه داراى رتبهء مهم والىگرى يا دهقانى يا سپاهيگرى باشد مىدادهاند . . . » « 2 »
. . . « به نوشته اسكندر بيك ، شيخ حيدر « طاقيه تركمانى » بر سر مىگذارده است و سپس خوابى ديد كه « منهيان عالم غيب » او را مامور گردانيدند كه « تاج 12 ترك » كه علامت اثنى عشريت است از سقرلاط قرمز ترتيب داده تارك ( پيشانى ) اتباع خود را با آن افسر بيارايند . » « 3 »
تاج : كلاه جواهرنشان كه شاهان در مراسم رسمى بر سر گذارند ( افسر ) ، 2 - در فرهنگ معين از كلاه تركترك درويشان ، كلاه قلابدوزىشده صوفيان ياد شده است ، 3 - دستهيى از پر يا گلابتون و مانند آنها بر پيشانى كلاه طورى نصب مىكنند كه خصهيى از آن از كلاه بلندتر باشد ( جيغه ) . . . » « 4 »
كلاه پهلوى
فرد ريچارد مىنويسد : « چندين سال قبل ، هنگامى كه برحسب فرمان شاه ، لباس قديمى ايرانيان مبدل به جامهء اروپايى گرديد ، عمامه جاى خود را به كلاه پهلوى داد ، كلاه پهلوى كه اكنون علامت مشخص ايرانيان است ( همانطور كه فينه كلاه مخصوص مصريهاست ) از كلاه قديمى افسران دونرتبهء نيروى دريايى انگلستان و كلاه جديد صاحبمنصبان فرانسوى تركيب شده است ، گرچه كلاه پهلوى در خيابانها بيش از هر نوع كلاه ديگرى ديده مىشود و علامت مشخص كارمندان كشورى ايران است ، ولى هنوز در بين بازاريها افرادى از طبقه پايين مشاهده مىشود كه به جاى كلاه ، پارچه ابريشمى دور سر خود مىپيچند و عبا دوش مىكنند ، در اغلب نقاط ايران ، البسهء مردم ، تابع جلفى و سبكى رسم
هامش
( 1 ) - عالمآراى امينى ، ص 122 .
( 2 ) - محمد تقى بهار ، سبكشناسى ، ج 2 ، ص 82 .
( 3 ) - كاروند كسروى ، شيخ صفى و تبارش ، مجموعه 78 رساله و گفتار ، به كوشش يحيى ذكاء ، ص 72 .
( 4 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 994 .