زيادى « نوك دماغ و گوشه چشم » در ايران ديده ، عقيده دارد : زيبايى زنان ايرانى از حد متوسط بالاتر است . »
ولى ، هانرى ساواز ، كه در 1902 ميلادى به ايران آمده در سفرنامه خود مىگويد :
ايران كشور زيباترين بانوان دنياست .
در تاريخ تبريز نادر ميرزا ، صورت ظاهر جوانان تبريزى در عهد ناصر الدينشاه چنين تصوير شده است : « . . . طيش و مردانگى آنان ( تبريزيان ) اين باشد كه چون پانزده ساله گردند ، خنجرى داغستانى كه قمه گويند به كمر آويزند ، و كمربند را سخت بندند و دو تكمه از آخر تكمههاى قبا كه به دست باشد بربندند ؛ و پاىافزارى ، كه گيوه سپاهانى يا كفش يمنى باشد به پاى كشند ، اينان شاگردان بقال و علاف و خشكهبارفروشان باشند ، كه سحرگاه ، پى تربار و انگور و زغال و زبيب يا روغن و شير و هيزم روند ، چون بدان جاى رسند با يكديگر در تملك بارها سخن به درشتى گويند و قمه بركشند ، و او خواهد ، به همين كار نامور شود . . .
اين طايفه را در اين شهر نام و اعتبارى است و از روزگار قديم بوده است . . . »
در يكى از نامههاى امير نظام ، اجمالا به بعضى از لباسهاى عهد ناصرى اشاره شده است « . . . نقصى كه هست ، در لباس است بنابراين مكتوب قباى صوف چكنى و يكتوپ كليچه ماهوت چاكدار به همراه مقرب الخاقان . . . به رسم ارمغان فرستاده شد . . . اينكه قباى بىارخالق هديه كرد ، از امساك نبود ، بلكه اگرچه اهل قدس و صفا را يكلاقبا بودن شايسته و سزاوار است ، ولى خواست ايشان به دوختن ارخالقى چكنى است ، زيرا ناچارند ، زيرا پوشيدن ، فرع دوختن خواهد بود . . . » « 1 »
در دورهء ناصر الدينشاه ، ميرزا حبيب اصفهانى متخلص به « دستان » هنگامى كه در عثمانى به حال تبعيد بهسر مىبرد ، ديوان البسهء نظام الدين محمود قارى يزدى و كنز الاشتهاى بسحق اطعمه را چاپ كرد و به پژوهش در گويشهاى عوامانه پرداخت ، اخيرا در اثر استقصاء و تحقيق ، آقاى جمالزاده به اثبات رسيده است ، كه مترجم حقيقى كتاب حاجى باباى اصفهانى اثر « جيمز موريه » همين ميرزا حبيب اصفهانى است . . . » « 2 »
خانم « كارلوس سرنا » « 3 » در سفرنامهء خود به سال 1883 مىنويسد : « لباس زنان شهرى ايران در همهجا يكشكل است ؛ در خارج از منزل ، چادر آبىرنگى بر سر مىكنند و شلوارهاى بلند چاقچور بر پا دارند كه با جوراب يكپارچه است رنگ چاقچور سبز يا بنفش يا خاكسترى يا قرمز است و مسافرها بر پا مىكنند ، زنها در منزل بسيار آزاد لباس
هامش
( 1 ) - از منشات حسينعليخان گروسى امير نظام ، پيشين ، ص 76 .
( 2 ) - راهنماى كتاب ، فروردين ، خرداد 54 ، ص 132 .
( 3 ) -Serena