و چندان زيبا نيست ، گاه گيسوانشان را مىبافند و روى شانههايشان رها مىكنند . . . بانوان ايرانى ، داراى سجاياى كمنظيرى هستند ، در اثر عادات ديرين به پردهنشينى خو گرفتهاند بمحض رسيدن به بلوغ و حتى پيش از آن قربانى هوسها يا منافع والدين خود مىشوند ، گاه حتى در طبقات بالاى اجتماع ، نيز دختران در معرض خريد و فروش گذاشته مىشوند ، در ايران ( بهرغم تعاليم اسلام ) فروش و شوهر دادن و تقديم كردن دختران به شخصيتهاى عاليرتبه يا حكام ، براى بهدست آوردن جاه و مقام امر رايجى است ، به نظر من چيزى عجيبتر و خندهآورتر از لباس زنان ايرانى نيست - اشتياق زنان ايرانى به زر و زيور بسيار است . . . » « 1 »
با اينكه دروويل ، 140 سال بعد از شاردن به ايران مسافرت كرده است ، در عرض اين مدت يعنى از دورهء صفويه ، تا روى كار آمدن سلسلهء پهلوى در وضع لباس ايرانيان مخصوصا زنان تغيير كلى و نمايانى رخ نداده است ، وى مىگويد : « پيراهن زنان ؛ مانند پيراهن مردان كوتاه و بدون يقه است و چاكى در ميان سينه دارد و قسمت بالاى آن با قلاب يا جواهرى بسته مىشود و حاشيهاى از مخمل دارد . اين پيراهن روى شلوار مىافتد و در روى آن يك يا دو نيمتنهء بلند بدون يقه بر تن مىكنند كه فقط سه دكمه در ميان كمر دارد ؛ بهطوريكه سينه و پستانهايشان از آن بيرون است . كمر آن نيمتنه ، چينهاى متعدد دارد ، وضع اين نيمتنه نسبت به قديم فرق كرده ؛ ابتدا خيلى بلند بود ، بعد طبق تقاضاى مد ، كوتاه شده و به صورت نيمتنه درآمده است و غالبا تزئينات بسيار زيبا از مرواريد و ساير جواهرات دارد .
« شلوار زنها مانند شلوار مردان است ، فقط جنس پارچه آنها لطيفتر است و داخل آن را پنبهدوزى مىكنند ، بهطوريكه شلوار نسوان به صورت مسخرهء « دو ستون » درمىآيد . » « 2 »
« كرپرتر » « 3 » كه تقريبا 150 سال بعد از شاردن به ايران مسافرت كرد . و يك عكس از زن بىچادر و يكى با چادر و چاقچور و يك عكس از خانمهاى آن زمان در كتاب خود دارد ، كه با اطلاعاتى كه شاردن و دروويل دادهاند ، تطبيق مىكند .
از نيمهء دوم قرن نوزدهم ، در اثر فزونى ارتباط ايران با ملل غرب ، به تدريج در كليهء شئوون مدنى و اجتماعى ايران ، تغييراتى پديد مىآيد و از جمله در وضع لباس ايرانيان بر خلاف قرون گذشته تغييرات مختصرى پديدار شد . كلنل مك « گرگور » « 4 » كه در سال 1875 ميلادى به ايران مسافرت كرده است ، با اينكه در كتاب خود در مورد زنان مىگويد : تعداد
هامش
( 1 ) - سفرنامه دروويل ، پيشين ، ص 49 .
( 2 ) - مسافرت به ايران ، پيشين ، ص 64 .
( 3 ) -Kerporter( 4 ) -Gregor