انتخاب مىكردند و از كليه مقامات دولتى و روحانى مىخواستند كه در رعايت احترام او كوتاهى نورزند . همچنين نخجوانى در فصل هشتم كتاب خود نشان مىدهد كه دانشيار و معيد براى كمك به دانشآموزان در عهد ايلخانان نيز معمول بوده است ، علاوه بر اين تدريس فقه اسلامى به عهده مردى فقيه واگذار مىشد . همچنين تعيين محتسب و شهردار براى نظارت در قيمتها و مبارزه با كمفروشى و گرانفروشى و انتخاب و اعزام « ساعورى » يا پزشك براى بيمارستانها و انتخاب شخصى براى گردآورى زكات ( عاملى زكوت ) در آن دوره نيز معمول بوده مأمور اخذ زكات مكلف بود تا با توجه به موازين شرعى زكات را ( به صدقه فطر و مال تجارت و شتر و گاو و گوسفند و جز اينها وصول كنند و بين فقرا و مساكين يعنى هفت طبقهاى كه در قرآن مذكور است تقسيم كند ، در فصل هجدهم نخجوانى ضمن گفتگو از جزيه مىنويسد : « استيفاء جزيه هرسال يكبار كنند و از هرذمى يكبار ستانند بيشتر ، كمتر از دينارى نشايد ، و امام را رسد كه زيادت گرداند ، آنچنان باشد كه حكم فرمايد كه « ذمى » مسلمانى را كه به خانه او رسد سه روز ضيافت كند يا كمتر از سه روز ، اما بايد كه امام عدد اضياف معين گرداند و آن ايام را كه در تمامت سال هريك از ايشان چند كس را از مسلمانان در چند روز ضيافت كند ، هم تعيين كند ، همچنين از براى هريكى از مهمانان مقدار طعام از نان و خورش معين گرداند و جنس اطمعه نيز جهت هريك از اضياف تعيين كند و منزل نيز مقرر گرداند و علف دواب مهمانان نيز تعيين كند ، تا معلوم شود كه هردابه را چه مقدار علف مىماند و اما آنچ در ديوان بزرگ مقرر است بسيارست و آنچ در زمان سلطان سعيد ابو سعيد مقرر بوده برين جملتست و احكام ديوانى برين مواجب نوشته مىشد ، حكام و نواب و متصرفان و بيتكچيان سلماس و توابع آن و جماعت اهل ذمت آنجا از يهود و نصارا و ارامنه و غيرهم بدانند كه در اين وقت حكومت و متصرفى جزيه اهل ذمت به شيخ الاسلام صدر الدين دامت بركته كه از مشاهير اعاطم مشايخ است تفويض رفت ، تا در رعايت و محافظت ايشان بكوشد و نگذارد از هيچ آفريده بر ايشان زور و زيادتى رود و معتمدان او متوجه جزيه ايشان سال بسال برين موجب استيفاء نمايند :
از متمول هشت دينار - از متوسط حال شش دينار - از مقل الحال چهار دينار و به زيادت از اين با ايشان خطابى نكنند و مزاحم و معارض نگردند و نگذارند كه از ديوان بيرون اين وجوه كه مفصل شد از ايشان مطالبتى نمايند . . . » « 1 »
فصل هجدهم كتاب دستور الكاتب از جهت تحميلات فراوانى كه مسلمانان بر ذميان روا مىداشتند قابلتوجه و شايان دقت است ، بخصوص كه مىدانيم در عهد مغولان تعصبات و تحميلات مذهبى نسبت به قرون پيش تا حدى نقصان يافته بود . نكته ديگر كه توجه به آن ضرورى است اينكه در عهد ايلخانان نهتنها امام جماعت مسجد جامع شهرها بلكه مؤذن مساجد نيز به موجب فرمانى تعيين مىشدند . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 248 .
( 2 ) . همان ، 251 و 263 .