ظالمتر . . . » « 1 »
وضع زندان :
وضع زندانهاى ايران تا قبل از استقرار مشروطيت بسيار درهم و آشفته بود و هرفئودال بزرگ و زورمندى به خود اجازه مىداد كه زيردستان را زندانى كند . ميرزا رضا افشار در كتابچهاى كه در باب قواعد حكمرانى مملكت فرانسه منتشر كرد تلويحا وضع اسفبار زندانهاى ايران را در عهد ناصر الدين شاه به باد انتقاد مىگيرد و از جمله چنين مىنويسد : « در فرانسه جميع زندانخانهها چه بزرگ و چه كوچك باشد ، دولتى است و كسى نمىتواند كسى را به زندانخانه فرستاده يا از زندانخانه رهايى بخشد ، يا در خانه خود زندانخانه داشته باشد . و هركس را خواسته باشد به زندانخانه برد و هروقت بخواهد مرخص كند و زندانى را اغذيه و اشربه بدهد . اگر كسان او هم چيزى بياورند ، در زندانبانان بخورند و يا آنكه زندانى را از آنچه دارد عريان نمايند . » « 2 »
وضع زندانها در غرب
در اينجا بىمناسبت نيست يادآور شويم كه نهتنها در ايران ، بلكه در اروپا تا قرن هيجدهم نيز وضع محاكمات و زندانها درهم و آشفته بود و چنانكه انتظار مىرود ، بويى از حق و عدالت به مشام نمىرسيد . ولز ضمن توصيف انقلاب 1789 فرانسه مىنويسد : « بگذاريد اندك نگاهى هم به وضع زندانيان در سراسر جهان در آن روزگار بكنيم . در انگلستان و امريكا به هنگامى كه حكومت وحشت در فرانسه فرمانروا بود ، شمار كسانى كه به جرمهاى كوچك ربودن اشياء ناچيز كشته مىشدند ، بسى بيشتر از كسانى بود كه به جرم خيانت به كشور به حكم دادگاه انقلاب اعدام شدند . البته آن كسان مردمى بودند عادى ، ولى عادى بودن ايشان چيزى از رنج آنان نمىكاهد . در ماساچوست در سال 1789 دخترى را به جرم ربودن كلاه و كفش و سگك دخترى ديگر در خيابان به دار آويختند . هوارد ، بشردوست معروف در حدود سال 1773 در زندانهاى انگليس گروهى از مردم كاملا بىگناه را ديده بود كه محاكمه و تبرئه شده بودند . ولى چون نمىتوانستند حق زندانبان را بپردازند ، در زندان مانده بودند . اين زندانها جاهايى بس پليد بود ، بىهيچگونه نظارت مؤثرى از لحاظ بهداشتى و انسانى .
هنوز در استان هانور كه در قلمرو پادشاه بريتانيا ژرژ سوم بود ، شكنجه معمول بود . در فرانسه هم شكنجه تا زمان پديد آمدن مجمع ملى معمول بود . ولى پس از انقلاب 1789 به تدريج در وضع قوانين و زندانها تحولاتى به نفع خلق پديد آمد . » « 3 » برگرديم به ايران :
ناظم الاسلام كرمانى در تاريخ بيدارى ايرانيان در وصف زندان چنين مىنويسد : « زندان ، عبارت است از اتاق تاريك مرطوب كثيفى كه در آن جز كند و زنجير براى گردن و پشه و كك و شپش و ساس براى اذيت ، ديگر چيزى پيدا نمىشود . در 24 ساعت شبانهروز 5 سير نان خشك به هريك مىدهند . آب خيلى كم و به ندرت مىدهند ، براى اينكه زياد محتاج به ادرار نگردد . در
هامش
( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، پيشين ، ج 2 ، ص 196 به بعد .
( 2 ) . انديشهء ترقى ، پيشين ، ص 87 .
( 3 ) . كليات تاريخ ، ترجمهء رجبنيا ، پيشين ، ص 1145 ( به اختصار ) .