تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1363

مساهمون:

ص١٣٦٣

وقفنامه‌اى از تركمانان قراقويونلو

يكى از وقفنامه‌هاى قديمى تاريخى وقفنامه‌يى است از امير قرايوسف نويان قراقويونلو ، كه شرح مفصل مندرجات آن در 20 صفحه در فرهنگ ايران‌زمين آمده است ، در اين وقف‌نامه ، واقف از متولى مىخواهد كه : « اولا عمارت رقبه و قنوات و عمارت بساتين بر همه مقدم دارند و آنچه سبب زيادتى ريع و نفع باشد به عمل آورند و آنچه باقى ماند متولى مزبور . . . جميع آن را به حق التدريس روضهء منوره مزبور تصرف فرمايند و در مصارف و ما يحتاج خود مصرف نمايند و مدرس روضه مقدسه احمديه مزبور ، باشد و در هفته چهار روز به درس و افاده علوم شرعيه از حديث و تفسير و وعظ و تذكير و علم كلام و علوم عربيت و آنچه در دانستن كلام اللّه رب العالمين . . . اشتغال فرمايند . . . حضرات صدور و قضات و نظار و عاملان و مشرفان و متصديان موقوفات از متولى آن ، چون مصرفى معين غير تدريس آن روضه مقدسه ندارد طلب محاسبات ننمايند و مشرف بر آن نگمارند و به هيچ نوع از انواع شناقص و مطالبات پيرامون اين خبر جارى نگردند » در سطور بعد بار ديگر واقف نگرانى خود را « اطماع و اغراض متغلبه و متسلطه » ابراز مىكند و از خدا مىخواهد كه اين قبيل عناصر تجاوزكار به « نفرين و لعنت الهى و غضب و سخط حضرت رسالت‌پناهى . . . داخل باشند و حق سبحانه در روز جزا ايمان از او قبول ننمايد و از شفاعت شافع روز جزا بىنصيب گردد . و همچنين شرط فرمود اعلى حضرت واقف كه اگر و العياذ باللّه مشهد مزبور منهدم گردد از محصولات اين موقوفات آنچه متولى صلاح داند در رأس الروضه مذكوره برحسب رأى خود صرف نمايد و به هرنوع كه صلاح داند آن را باز حال عمارت آورد بىآن كه هيچ آفريده را از ملوك و حكام و صدور عظام و قضات اسلام و ديگر متوليان كرام و نظار و مشرفان و عمال و غيرهم را تكليف به آن و از حضرت متولى طلب آن باشد . . . » تاريخ دستخط واقف كه در آغاز سند است « محرم سنه تسع و ستين و ثمانمائه » ذكر شده است . « 1 » اسنادى كه در زير تمام يا قسمتى از آن نقل مىشود مأخوذ از كتابى است كه به همت آقاى پاپازيان تنظيم گرديده . اين محقق ارمنى كليهء اسناد و قباله‌ها و وقفنامه‌هاى مربوط به كليسياهاى ارامنه در ايران را گردآورى كرده و پس از عكسبردارى و نقل عين سند ، متن آن را به زبان روسى و ارمنى نيز ترجمه كرده است . براى آن‌كه خوانندگان به طرز تنظيم و تدوين اسناد و قباله‌ها در چهار پنج قرن پيش آشنا شوند ، به نقل چند سند مبادرت مىكنيم : « قباله و وقفنامهء قراى اوچ كليسيا و اشترك و . . . كه در سال 1431 ميلادى گريگور خليفه از امير رستم بن بيشكن بن سنباط اوربليان خريده و به وانك اوچ كليسيا وقف نمود .
هامش
( 1 ) . فرهنگ ايران‌زمين ، ج 8 ، ص 257 به بعد .