تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1197

مساهمون:

ص١١٩٧
داستان وى را شنيدند ، همه جمع شده ، نزد پيغمبر رفتند و گفتند ما همه « كبيشه » هستيم . اين آيه نازل شد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ . »
و به روش ديرين پايان داده شد . . . . مردم نخست عادات جاهليت خود را ادامه مىدادند ، باده و قمار در زمان اسلام شيوع داشت ، چون اسلام نيرو گرفت ، از خمر و خمار نهى فرمود ، ارتقاء تدريجى و رعايت حال مسلمين ، موجب تغيير قوانين و نظامات جاريه مىگرديد . . . « در علت نسخ هم گفته‌اند كه مصلحت و اقتضاء وقت ، موجب تغيير قوانين اسلامى شده بود . » مثلا « عدهء » بيوه‌زنى كه شوهر او مرده بود در به دو امر يك سال بود بعد چهار ماه و ده روز شده بود . در حديث همچنين آمده است : « من شما را از ذخيره كردن گوشت قربانى منع كرده بودم اينك آن را جايز مىدانم . . . قرآن در همه چيز مردم دخالت دارد ، اعم از عبادات و قوانين اجتماعى و مدنى و امور جنايى و جزايى و شئون خانوادگى و اجتماعى و نظامات سياسى و سازمانهاى دولتى و جز اينها . قرآن در امور مذكور مفصلا بحث نكرده ، بلكه مجملا اشاره كرده و تفصيل آنها را به پيغمبر واگذار كرده است . . . . اسلام در بسيارى از امور قانونگزارى تجدد و اصلاح را جارى كرده ، عادات و قوانين جاهليت را اندك‌اندك تغيير داد . تعدد زوجات را تقليل داد و بر آزادى زن ( در عربستان ) افزوده ، قانون ازدواج و طلاق جاهليت را تبديل ، و اصول ارث را تعديل نموده است . زيرا در جاهليت اناث و اطفال را ، از ارث محروم مىكردند . ارث را به كسى اختصاص مىدادند كه قادر به جنگ و ستيز باشد . اسلام بهره‌اى به زن داد و بهرمندى وى موجب خشم مردم آن زمان گرديد . ابن عباس گويد : « چون احكام ارث زن ، نازل شد ، مردم به ستوه آمده گفتند : به زن هشت‌يك و به دختر نصف و به كودك حق كامل داده مىشود و حال آن‌كه هيچ‌يك از آنها قادر به جنگ و دفاع نيستند . » « 1 » براى آنكه خوانندگان بدانند ، نزول آيات قرآن تا چه حد طبيعى و با زندگى روزمره مسلمانان نزديك و مرتبط بوده است يادآور مىشويم كه در صدر اسلام عده‌يى از مؤمنين ، به علت جهل و بىخبرى يا به حكم خودخواهى و بىادبى ، همه‌روزه هنگام ظهر به خانهء آن حضرت مىآمدند ، و پس از صرف غذا ، ساعتها مزاحم مىشدند . ظاهرا چون تذكرات دوستان پيغمبر در روش ميهمانان ناخوانده مؤثر نيفتاد ، در اين‌باره نيز آيه‌يى نازل شده - در سوره احزاب آيه 35 به آداب حضور در مجالس مهمانى اشارات جالبى شده است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ ، غَيْرَ ناظِرِينَ . . . »
« اى كسانى كه به خدا ايمان آورديد ، به خانه‌هاى پيغمبر داخل مشويد ، مگر آنكه اذن دهد و به سفره طعامش دعوت كند در آن حال هم نبايد
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 276 .