تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1188

مساهمون:

ص١١٨٨
اطلاع كامل حاصل نمود و دولت بتواند بر آن عوايد اعتماد نمايد . ايران براى سهولت وصول ماليات به هفده يا هجده ولايت و ايالت تقسيم مىشد . . . پيشكار مىدانست كه از مأمور ماليه هر قسمتى چقدر نقد و جنس بايد وصول شود . ولى خود آن پيشكار هم از مأخذ و محلهايى كه مأمورين جزء ، ماليات وصول مىكردند اطلاع كامل تحقيقى نداشت . مثلا پيشكار ماليهء تبريز دفترى براى خود داشت كه آن را كتابچه يا دستور العمل مىناميد . . . . از قديم در ايران اشخاصى هستند كه آنها را مستوفى مىخوانند . پيشه و شغل اكثر آنها ارثىست . آنها كتابچهءهايى دارند كه در آنها از طريقهء پيچيده و درهمى كه ماليات هرمحل به وسيلهء آن حساب يا وصول مىشود ، مطلع هستند . و اين كتابچه‌ها و سوابق را ملك طلق خود مىدانستند و از ابراز آنها خوددارى مىكردند ، اين گروه ما را مخل خرابكاريها و حيله‌هاى خود مىپنداشتند . حقوق آنها نسبت به مسئوليتشان كم و در حدود ماهى 150 تومان بود ، ولى از راههاى نامشروع ثروت فراوانى گرد آورده بودند . از آغاز تا تصويب قانون اختيارات ، اين گروه را از مشاغل خود بر كنار كردم و دستور دادم كه كليهء پيشكاران مخاطب ، بايد طرف خود را خزانه‌دارى كل بشناسند و از اين اداره كسب تكليف نمايند . . . مسلم است كه رياست مركزى ماليهء ايران ، از مالياتى كه بايد وصول شود و تقسيم عادلانهء آن بين رعايا اطلاع درستى نداشت . براى پيشكاران ماليه هيچ‌چيز آسانتر از اين نبود كه بگويند . . . به سبب اغتشاش و اضطراب حالت ولايات و ايالات غيرممكن است كه ماليات وصول شود . . . رياست مركزى هم به خوبى ملتفت شده و مىدانست ، كه قسمتى از ماليات ، قابل‌وصول است و مأمورين مسئول از پرداخت آن تسامح مىورزند . . . . خيال من اين بود كه به تدريج از ولايات معظم شروع نموده و در مركز هريك خزانه‌اى جزيى در تحت رياست يك نفر مأمور امريكايى يا اروپايى تشكيل نمايم و در هرولايتى يك نفر ناظر ( - مفتش ) سيار اروپايى همراه چند نفر اجزاء ايرانى و يك صاحب منصب اروپايى و عده‌اى ژاندارم براى خزانه معين كنم كه خزانه‌دار آن ولايت را در وصول ماليات امداد و معاونت نمايند و خزانه‌داران جزء به تدريج علاوه بر وصول ماليات از محل و تأديهء آن به خزانه‌دار كل ، از مأخذ و ممرهاى مختلف ماليات ولايات و نقاط ابواب جمعىشان و تخمين كليهء نفوس و محصولات و صنايع بالفعل و بالقوهء آن محل اطلاع كامل حاصل نمايند . . . يكى از نواقص بزرگى كه در طريقهء وصول ماليات وجود داشت ، اين بود كه غالب آن كتابچه‌ها كهنه و قديمى و از يك نسل قبل مرتب شده بود . يعنى مناسبتى با حال حاضر نداشت و ممكن نبود آنها را مأخذ و بنياد صحيحى براى وصول ماليات قرار داد . در زمان ترتيب كتابچه‌هاى مزبور ، بسيارى از قراء و دهات وجود داشت كه سابقا معمور و داراى عده‌اى نفوس بود ، ولى اكنون به كلى ويران و رعاياى آن پراكنده و متفرق شده بودند . با اين حال مأمورين ، همان ماليات سابق را از اين مردم بىنوا مطالبه مىكردند . در ضمن مناطقى هم بود كه سابقا اهميتى نداشت ، ولى اكنون ترقى و