تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1154

مساهمون:

ص١١٥٤
نمانده و چون نامهء اعمال در دست راست و چپ هرعادل و فاسق در طيران بود ، بدين‌واسطه مردم لا بد گشته بروات را از قرار تومانى پنج شاهى و دهشاهى به تجار دول خارجه مىفروختند ، و در مقابل اجناس نامرغوب مىگرفتند و تجار مزبور به زور سفارت در مقام مطالبه بودند و تا دينار آخر به حيطهء وصول مىآوردند . وصول وجه ديوانى همان بود كه به تجار مزبور مىرسيد و اوقات كارگزاران ايران ، مصروف سؤال و جواب اين كار و وصول و ايصال طلب جعلى آن تجار بود . كيسهء ديوان خالى و معطل و صاحبان مواجب و مرسوم مفلس ، و مستأصل و تنخواه ايران باربار و خروار خروار حمل به خارج مىشد . » « 1 »

وضع مالى مملكت در عهد ناصر الدين شاه

كنت دوگوبينو سفير زيرك و دانشمند فرانسه در ايران ، نخست در سال 1855 ميلادى به سمت دبير اول فرانسه به تهران آمد . وى در دوران اقامت خود در ايران نامه‌هايى به پدر و مادر و برادرش مىنويسد كه حاوى نكات جالبى از اوضاع اجتماعى ، سياسى و اقتصادى ايران در عهد قاجاريه است . گوبينو در نامهء مورخهء 5 مارس 1856 وضع مالى ايران را چنين توصيف مىكند : « حكام ولايات در پرداخت ماليات روشى دارند كه هيچ خزانه را پر نمىكند . مثلا فرض كنيم حمزه ميرزا حاكم اصفهان سالانه صد هزار تومان دادنى باشد ، 15 هزار تومان مىفرستد و نامهء پرتأسفى به صدراعظم مىنويسد و در آن به سر مبارك شاه و سر پيغمبر و 12 امام و به جان بچه‌هاى خود و حتى به جان خودش قسم مىخورد كه رعيت امسال چيزى ندارد و ايلات از دادن باج استنكاف كرده‌اند ، و با اين حال او ناچار بوده است كه حقوق پس‌ماندهء سربازان را بپردازد ، همراه اين نامهء شكوائيه ، بيست هزار تومان نيز براى صدراعظم مىفرستد . صدراعظم كه در ادارهء امور دقيق است ، اما نسبت به حكام عواطف پدرانه دارد ، نزد شاه شفاعت مىكند . شاه ، اول غضبناك مىشود ، اين معنى را به حمزه ميرزا ابلاغ مىكند . وى از اعليحضرت طلب عفو مىكند و پنج هزار تومان ديگر مىدهد . . . و خزانه خالى مىماند و كسى هم از اين بابت تأسفى ندارد ، در اين‌جا جريان امور از اين قرار است . » « 2 » گوبينو كه از سال 1855 تا 1858 ميلادى ناظر اوضاع اجتماعى ايران بوده است ، در خصوص وضع ماليات در ايران چنين مىنويسد : « هيچ كشورى در دنيا پيدا نمىشود كه در آنجا از لحاظ عمل مأمورين ماليه و ماليات ، ظالمانه‌تر از ايران باشد و مالياتى كه مردم به دولت خود مىدهند درست به تناسب معكوس دارايى و عايدات ماليات‌دهنده نباشد . چيزى كه هست ، در كشور ايران هرماليات‌دهنده به نسبت وسع و كيسهء خود مىتواند با امناى دولت به هرترتيبى شده كنار بيايد . و راه اين كار هم عموما چنين است كه ماليات‌دهنده به تناسب ثروت و عايدات و مالياتى كه برايش تشخيص داده شده
هامش
( 1 ) . از « يادداشتهاى مشير لشكر دربارهء حاج ميرزا آقاسى « به نقل از مجلهء راهنماى كتاب » اسفند 53 ، ص 786 . ( 2 ) . « نامه‌هاى ايرانى از گوبينو » ، مجلهء سخن ، دوره 5 ، ش 3 ، ( سال 1332 ) ، ص 225 .