جمعى از ديوانيان در دورهء قاجاريه
در جاى ديگر ملكم مىنويسد : « در زمينهاى خالصه اول حاصل زمين را به وسيلهء كارشناس ، ملاحظه و تخمين مىكنند ، بعد دهيك آن را به كسانى كه درو و خرمن كرده و خرمن را كوبيده و كاه را از آن جدا ساختهاند ، مىپردازند . آنچه باقى ماند ، ما بين زارع و پادشاه بالسويه قسمت مىشود . بعضى نوشتهاند كه در بعضى جاها زارع دو ثلث حاصل را به پادشاه مىدهد .
زمينهاى اربابى از روى آب ماليات مىدهند . چنانكه آب معين از رودى داشته باشد ، بعد از وضع تخم و دادن حصهء معين به درونده و كوبنده از ده دو ، و اگر از قنات و كهريز باشد از دهيك و نيم ، و اگر از چاه و دولاب آب بدهند ، از دهنيم حاصل را به حكومت دهند . زمينهاى خالصه را كه زراعت آن فقط بسته به آب باران است به زارع ، و آنچه لازمهء رعيت است معمول مىدارند . اگر تخم از زارع باشد ، دهيك از حاصل را به ديوان مىدهند . در يكى از رسايل ده دو نوشته شده است . در اين صورت احتمال دارد كه تخم از ديوان باشد . . . آنچه مذكور شد در باب محصولات صيفى است . اما در محصول شتوى فقط برنج بر قواعد مذكوره زراعت مىشود . هرچيز ديگر كه در اين موسم كاشته مىشود ، تخم از رعيت است . و چون حاصل به دست آيد ، ثلث آن حق ديوان است . و در زمينهاى اربابى ده و نيم از حاصل شتوى را به ديوان مىدهند . فصل درو و برداشت محصول برحسب آب و هوا و مناطق مخلف فرق مىكند . حصهء مالك و زارع و ماليات
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1139
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١١٣٩