تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1025

مساهمون:

ص١٠٢٥
بقايا و كسور گشت تا غايت كه قوتهاى ايشان و ساير اطعمه بفروخت و اسبان و ديگر چهارپايان . . . بالاخره در ميان مأمورين وصول ماليات عبد اللّه بن رشيد جسارت و مردانگى كرد و يك هزار هزار درهم از مال خود به رشيد بخشيد و از سر خيرخواهى به او گفت كه مردم قم بيچاره و بينوا شده‌اند و قادر به پرداخت خراج نيستند ، و همى كه عمال تو بر مردم فشار مىآورند ، آنها در راهها متفرق مىشوند و ناچار به غارت قافله‌ها مىپردازند . . . » « 1 »

ماليات رى و قم :

« رى به تنهايى همواره دوازده ميليون درهم ( در حدود سيصد ميليون ريال ) خراج مىپرداخت ، تا در سفرى كه مأمون از خراسان متوجه بغداد بود چون به رى رسيد ، مردم از سنگينى خراج شكايت بردند . وى دو ميليون درهم از آن كاست . . . » « 2 » مردم شهر قم نيز كه سالانه دو ميليون درهم خراج به گردن داشتند ، چون مسامحت مأمون را در حق را زيان بديدند ، از وى تخفيفى درخواستند . لكن چون مأمون را نسبت بدانان نظر خوش نبود ، اين خواهش موقع قبول نيافت . قميان نيز وى را خلع كردند و از اداى خراج سر باز زدند . مأمون سپاهى بدان سوى فرستاد و آنان را سركوب كرد و پنج ميليون درهم ديگر به خراج آنجا درافزود . اين تفصيل را ابن اثير در ميان حوادث سال 210 نقل كرده ، لكن گويا اين اجحاف دوامى نيافت . . . » « 3 » همچنين مىگويند كه اهالى محلهء « قزدان » براى آن‌كه بتوانند مأمورين اخذ ماليات را بفريبند ، فرزندان خود را از كودكى به ضرب چوب به دروغگويى و فريبكارى وادار مىكردند و به آنها مىآموختند كه به مأمورين وصول بگويند « اللّه اللّه ، اى استاد ، انديشه كن در حال من ، به حقيقت كه زنگار در غلهء من افتاد و آن را تباه گردانيد و كرم واقع شد در پنبه‌زار من و آن را بخورد و آنچه باقى ماند ملخ به كلى بخورد . كودك در زير چوب اين كلمات را تكرار مىكرد و باز مىگفت تا آنگاه كه ياد مىگرفت . . . « در نتيجهء همين روش اعتراض‌آميز بود كه مكرر از طرف مأمون ، معتصم ، مستعين و معتمد عده‌اى سردار و سپاهى براى خراب كردن باغات و سراهاى ايشان گسيل مىشدند و به آنان صدمات و خسارات فراوان وارد مىكردند . » « 4 »

معافيت مالياتى :

گاه بعضى شهرها در ازاء دادن مقدارى پارچه يا مصنوع ديگر و يا در مقابل انجام كارى و يا خدمتى ، از پرداخت ماليات معاف مىشدند . بارتولد ضمن توصيف اوضاع سمرقند در قرون وسطا از اريق جوى و سدها و بندهاى آن سخن مىگويد و مىنويسد : « . . . كارهاى مربوط به تعمير و ترميم سد به عهدهء آتش‌پرستان سمرقند بود كه به رسم بيغار انجام
هامش
( 1 ) . تاريخ قم ، پيشين ، ص 30 به بعد . ( 2 ) . مختصر كتاب البلدان ، ص 270 . ( 3 ) . حسن كريميان ، رى باستان ، تهران ، انجمن آثار ملى ، 1345 ، ص 593 . ( 4 ) . تاريخ قم ، ترجمهء حسن بن على ، پيشين .