« در تبليغات اسلامى « جهاد و غزوات » يعنى جنگ در راه گسترش اسلام مقام ممتازى دارد ، تا جايى كه « در نظر خداوند يك روز جهاد به خاطر دين ، بيش از يك ماه روزه ارزش دارد . » در نتيجهء اين تبليغات و از بركت استعداد و آمادگى اين قوم بيابانگرد ، اسلام به صورت دينى جهانگشاى درآمد .
در سورهء انفال آيهء 65 مىفرمايد
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ . .
. اى رسول ، مؤمنان را به جنگ ترغيب كن كه اگر 20 نفر از شما پايدار باشيد بر دويست نفر از دشمنان غالب خواهيد شد . . . همچنين در سورهء فتح آيهء 20 مىخوانيم
وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَها .
يعنى خدا به شما لشكر اسلام وعدهء گرفتن غنيمتهاى بسيار داد . همچنين در سورهء بقره و سورهء نساء و مواضع ديگر ، مردم به جنگ و جهاد با كفار تبليغ و تحريض شدهاند .
سياست كلى خلفا از عهد عمر به بعد تنها تبليغ اسلام نبود ، بلكه هدف اقتصادى سران تمتع از لذايذ مادى و چپاول كشورهاى مفتوحه بود . عمر خليفهء دوم مىگويد : « ما ، مسلمانان ، آنها را ( يعنى مغلوبان را ) تا زندهاند مىخوريم و وقتى كه ما و آنها مرديم ، كودكان ما كودكان آنان را تا زندهاند مىخورند . »
اين سخنان تفسير لازم ندارد ، هدف فتوحات آن بوده كه سران عرب در دولت خلفا بتوانند به حساب ملل مغلوب : قبطيان ، سوريان ، ايرانيان ، سغديان ، خوارزميان ، گرجيان و ديگران زندگى كنند و از لذايذ دنيوى بهرهور گردند .
ايران كشورى بود ثروتمند و مىبايست تا بتوانند ثروتهاى مادى آن را تصاحب كنند .
در زمان جنگ اين ثروتها را غنيمت مىناميدند ، وقتى لشكريان عرب به غزا مىرفتند ، تنها سرداران جنگى همراهشان نبودند ، بلكه مأمورين ويژهاى نيز بودند كه كارشان منحصرا تقسيم اموال غارتى بود . جنگجويان تمام اموالى را كه به دست آورده بودند مىبايست به اين مأمورين تسليم كنند و اينان مراقب بودند كه موازين مربوط به تقسيم غنايم نقض نشود . . .
اعراب به غنايم اكتفا نكرده ، به دريافت هدايا كه يك شكل بدوى و مهجور ماليات به شمار مىرود مبادرت ورزيدند . هدايا از ايالات و متصرفاتى گرفته مىشد كه به تازگى مسخر شده و يا خود بدون پايدارى امان آورده تسليم شده بودند .
مورخان عرب مىگويند كه شهر مرو كه داوطلبانه از طرف ماهوى مرزبان در سال 651 ميلادى ( 31 هجرى ) تسليم اعراب گشت ، ملزم شد كه بالغ بر يك ميليون درهم وجه نقد و كالا بدهد و از آن جمله دويست هزار جريب گندم و جو . ( جريب معرب گريب ) واحد سطح ، معادل 29 هزار متر مربع ، درعينحال واحد وزن هم بوده است و در ناحيههاى مختلف تفاوت داشته است .
وقتى صورت آنچه را كه صاحبان برخى از نواحى ايران طبق پيمان مىبايست تقديم كنند و در اثر بلاذرى مضبوط است مطالعه كنيم ، مىبينيم كه هدايا مختلط بوده ( يعنى نقدى و جنسى )