تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
مشعل‌داران . . . و غيره سخن رفته است « 1 » . پطروشفسكى در جلد دوم كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، شرح جالبى در پيرمون اراضى وقفى و نحوهء بهره‌بردارى از آنها نوشته است كه عينا نقل مىكنيم « 2 » : ماهيت وقف روشن است و شكى برنمىانگيزد . اراضى موقوفه قسم خاصى از مالكيت ارضى فئودالى بوده كه در نخستين قرنهاى بعد از اسلام مكون گشته و شرح و مبانى حقوق آن را ابو حنيفه و الشافعى و دگر اركان فقه اسلامى و تلاميذ ايشان بيان كرده‌اند . اموال منقول و غير منقول ( و از آن جمله اراضى مزروع و آسياها و نهرها و ديگر مؤسسات آبيارى و - در شهرها - كارگاه‌هاى صنعتكاران و دكاكين ) كه به سود تأسيسات مذهبى - از قبيل مساجد و مدارس و خانقاه‌ها و همچنين مراقد اولياء و سلاطين « 3 » - و بنگاههاى خيريه « 4 » ، مانند بيمارستان‌ها « 5 » و زاويه‌ها « 6 » و پناهگاههاى سالخوردگان و بيوه‌زنان و يتيمان « 7 » و غيره ، اختصاص داده شده بوده ، وقف ناميده مىشده . ولى فقط بخشى از درآمد مستقيما صرف نگهدارى مؤسسات مذهبى و خيريه مىگرديده . و بخشى مهم و شايد قسمت اعظم عوايد موقوفات نصيب متوليان وقف و قاضيان و روحانيان مسلمان مىشده « 8 » . و چون على الرسم ، مشاغل روحانى قاضيان و غيره قبل و بعد از غلبهء مغول ارثى بوده ، املاك موقوفه در تصرف روحانيان باقى مىمانده و غالبا به تملّك موروثى ايشان مبدل مىگشته « 9 » . گذشته از اين موارد « وقف اهلى » - كه مخصوص نگهدارى و معاش خانواده‌هاى سادات و اخلاف شيوخ صوفيه ذوى الاحترام و ديگر خاندانها
هامش
( 1 ) . همان منبع ، ص 253 . ( 2 ) . پطروشفسكى ، كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، ترجمهء كريم كشاورز ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ج 2 ، ص 35 - 26 . ( 3 ) . موقوفات مراقد را ابواب البر مىناميدند . رجوع شود به جامع التواريخ ورق 608 و وصاف ، ص 382 و بعد ؛ نزهت القلوب ، ص 81 - 80 . ( 4 ) . اين‌گونه موقوفات ابواب الخير خوانده مىشده . ( 5 ) . دربارهء اين‌گونه موقوفات رجوع شود به : مكاتبات رشيدى ، ص 237 - 225 ، 256 - 252 . ( 6 ) . شرح اين زاويه‌ها در خوزستان در كتاب رحله ابن بطوطه ( مجلد 2 ، ص 23 - 22 ) آمده : هرزاويه شيخ و بزرگتر و امام و مؤذنى دارد كه مخارجشان از محل عوايد وقف پرداخته مىشود و كنيزان و غلامان متعلق به وقف در آنجا بوده‌اند كه خدمت مسافران مىكردند و براى ايشان خوراكى تهيه مىنمودند . مسافر مىتوانست حداقل سه روز در زاويه به سر برد و منزل و غذا دريافت دارد . غذا عبارت بود از نان و گوشت و حلوا . ( 7 ) . اين‌گونه موقوفات را غازان خان براى شنب غازان - نزديك تبريز - معين كرده جامع التواريخ ، ورق 160 به بعد . بنا به گفتهء ابن بطوطه ( مجلد 2 ، ص 129 ) در ابواب البرشنب غازان براى مسافران و مساكين غذايى مركب از نان و گوشت با برنج و روغن تهيه مىشده و حلوا مىداده‌اند . ( 8 ) . دربارهء مثالها به بعد رجوع شود . ( 9 ) . به دستخط خوارزمشاه تكش - منقول در كتاب التوسل محمد بغدادى - دربارهء وقف مدرسه‌ها و مساجد و توليت قاضى خلف المكى و پس از وى فرزند او محمد خلف المكى ( ص 73 - 46 ) رجوع شود .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 865 | مرتضى راوندى