تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 866

مساهمون:

ص٨٦٦
بوده - نيز نادر نبوده است . در « وقف اهلى » منصب متولى ، يعنى صاحب و آمر واقعى امور موقوفه على الرسم ، موروثى بوده و به صدر خاندان موقوف عليه تعلق داشته « 1 » . طبق فقه اسلامى ، هركسى مىتواند هرچيز و به‌ويژه عقار ( اموال غيرمنقول ) را به موجب وصيت‌نامه وقف كند : از قبيل اراضى ، باغها ، آسياها ، نهرها و چشمه‌ها و دكاكين و كارگاههاى صنعتى و بازارها و غيره . آنچه وقف شده « ملك » اللّه شمرده مىشود ، ولى از درآمد آن مؤسسات مذهبى و با خيريه و يا اشخاص و خانواده‌هايى كه وقف به نفع ايشان صورت گرفته استفاده مىكنند . مال وقف قابل‌فروش و رهن‌گذارى و اهداء و انتقال به غير ( افراد ) نيست و از اين رهگذر تقريبا با اموال كليسا در كشورهاى مسيحى - و به خصوص در اروپاى قرون وسطى كه رسم « غير قابليت انتقال »
( Main morte )
اموال مذكور معمول بوده - مشابهت كامل دارد . با اين حال تفاوت وقف اسلامى با اموال كليسا در اين است كه ، واقف مىتواند استفاده از مال موقوفه را مشروط به شرطى گرداند . و در بسيارى از موارد حق تعيين متولى و ديگر مشاغل مربوط به موقوفات را براى خويشتن حفظ كند « 2 » . وقف اسلامى را ، به سبب وجود اين دو علامت مشخصه - يعنى غير قابليت انتقال و شرايطى كه واقف تعيين مىكند - ( و چون صحبت بر سر اموال غيرمنقول مىباشد ) بايد يك شكل مشروط مالكيت فئودالى زمين شمرد . موقوفات از معافيت مالياتى برخوردار بوده ، چيزى به ديوان نمىپرداختند « 3 » . و حق وصول همهء حقوق ديوانى به متوليان موقوفه منتقل مىشده . گرچه در ممالك اسلامى مؤسسهء متمركزى ، مانند كليساى مسيحى ، تكوين نگشته بود و با اين‌كه اموال موقوفه در تصرف مؤسسات مذهبى و اشخاص متفرقه بوده - مع هذا ديوان
هامش
( 1 ) . دربارهء وقف - اولاد شيخ آهى فرخ زنجانى ، شيخ معروف صوفيه ( در فاصله قرن يازدهم و دوازدهم ميلادى مىزيسته ) در ولايت زنجان رجوع شود به دستور الكاتب ورق 299 . در سند منقول حق وراثت شيخ خانقاه تأييد شده كه « ارباب و كدخدايان و رعايا و مزارعان متوجهات خود به موجبى كه در سال از ديوان مقرر شده و حكم داده‌ايم به وجه مصالح متبرك و اخراجات صادر و وارد مستغرق شناسند و بيرون آن به هيچ آفريده يك دانگ زر و يك من بار ندهند . » در اينجا به وضوح گفته شده كه معافيت مالياتى امتيازى است كه به متولى موقوفه داده شده نه متصرف آن . ( 2 ) . رشيد الدين در موقوفات خويش از اين حق استفاده مىكرده . رجوع شود به مكاتبات رشيدى ، ص 252 - 256 ( 3 ) . مثلا رجوع شود به ( دستور الكاتب ورقb220 -a220 ) مكتوب خطاب به شيخ بزرگوار قطب الزمان جمال الدين همدانى دربارهء وقف وى در ولايات همدان . در مكتوب مزبور نوشته شده كه از آن تاريخ املاك و مستغلات شيخ را كه محتاج آبيارى است ( مستغلات به طور اعم هرملكى را كه مداخل دهد نيز گويند ) از مال و متوجهات و حقوق ديوانى و اخراجات و زوايد و عوارض و تكاليف و تخصصات و باغ شماره و خانه شماره و ديگر مؤنات معاف دارند . دربارهء اصطلاح « مستغل » رجوع شود به : ب . ن . زاخودر ، « ترجمهء سياست‌نامه » ص 319 - 318 - تعلين 74 دربارهء اصطلاحات مالياتى مذكور به فصل 8 رجوع شود .