تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
سربازان ايرانى اگر جيره مىرسد ، همان نقد موهوم است كه يك‌ماههء آن ، كفايت نان يك روزهء آن را نمىكند . » « 1 » با اين‌كه بيشتر مطالب سابق الذكر مؤيد گفته‌هاى شيل است ، نبايد فراموش كرد كه مجد الملك معتقد به نظام و مقررات و سلاحهاى جديد اروپايى نبود و گمان مىكرد كه با تصفيهء ارتش از عناصر بىاطلاع و فاسد و سير كردن شكم سربازان مىتوان جلوى متجاوزان شمالى و جنوبى را كه به جديدترين سلاحها مجهزند ، گرفت .

سپهسالار و نظام جديد

ناصر الدين شاه در نتيجهء شكستهاى سياسى و نظامى پىدرپى دريافت كه براى مقابله با كشورهاى غربى چاره‌اى جز فراگرفتن فنون جديد نيست . در سال 1288 صريحا نظر خود را به سپهسالار اعلام كرد و از او خواست كه سنت و آيين نظام ايران را تغيير دهد ، استحقاق و لياقت فردى را جايگزين رسم وراثت كند ، براى ترقى قشون معلمين نظامى از سواره و پيادهء توپخانه از خارج استخدام كند ، كارخانهء تفنگ‌سازى راه بيندازد و در مناطق مورد نظر قلاع نظامى شايسته برپا سازد . « تنظيمات جديد نظامى ايران شامل اين مواد است : وضع قوانين نو ، تشكيلات تازهء وزارت جنگ ، بناى مدرسهء اتاماژورى ، استخدام معلمان نظامى از اتريش ، ايجاد روزنامهء نظامى ، تأسيس كارخانهء اسلحه‌سازى ، و خريد اسلحه از اروپا . » ولى كهنه‌پرستان با راه و رسم جديد موافق نبودند . مجد الملك به طعنه مىنويسد : « از كتابچه‌هاى تنظيمات قشون كه متتبعين ايرانى نوشته‌اند و با دستخط همايون توشيح شده . . . وزير فيروز جنگ ( مقصود عموى ناصر الدين شاه است ) اعتراض غريبى دارد ، مىگويد : بعد از سالها تجربه و زحمت اين‌قدر خاك بر سر ما شده كه عقل خودمان را كنار بگذاريم ، مقلد مردكهء فرنگى بشويم و ريشمان را به دست چند نفر جاهل بدهيم ؟ افغانها كه صفويه را متفرق كردند ، كتابچهء تنظيمات داشتند ، نادر كه هرچه نابدتر افغانها را پاره كرد ، تمام هندوستان را گرفت قواعد فرنگى مىدانست . » « 2 » ( كشف الغرايب خطى ) بالاخره با آمدن هيئت نظامى اتريش ، در صنوف مختلف قشون ، تغييرات جالبى پديد آمد . سرهنگ استوارت انگليسى در سال 1297 پس از مشاهدهء ارتش ايران مىگويد : « صاحب‌منصبان جوان ايرانى كه در اين قشون تربيت شده‌اند ، بهترين صاحب‌منصبان آسيا هستند ؛ توپچيان قابلى بار آورده‌اند . در واقع سبك نظام اتريشى كه امير كبير به ايران آورد به دست سپهسالار توسعه يافت و پس از وى تا مدتى برجاى ماند . » در همين ايام در اثر فشار روسها مقرر گرديد عده‌اى از سوارنظام ايران را به شكل قشون قزاق روس تربيت كنند . ولى اين كار چنان‌كه حوادث بعدى نشان داد ، به مصلحت ايران نبود . « ايجاد قزاقخانه ، غلط محض بود . شاه و سپهسالار هردو مسئوليت داشتند و مسئووليتشان اين بود كه
هامش
( 1 ) . حاج محمد خان سينكى مجد الملك ، رسالهء مجديه ، به اهتمام سعيد نفيسى ، تهران ، 1321 ش ، ص 30 به بعد . ( 2 ) . دكتر آدميت ، انديشهء ترقى ، پيشين ، ص 27 - 425 .