سيصد نفر را به اسم « ريكا » در استخدام داشت كه تمام روز را در كوچهها و بازارها راه مىرفتند و مردم را يادآور مىشدند كه بازارها و كوچهها را جارو بكشند و آب بپاشند و كوى و برزن را كه گذرگاه خاص و عام و محل تردد و استفادهء عموم است پاك و پاكيزه نگهدارند . ظاهرا اين جماعت كلاه و چوبدستى خاصى داشتند . . . در اصفهان . . . دستور داد كه نرخ جميع مواد خوراكى را معين و مشخص نمايند و براى هرصنفى لباس خاصى قرار داد و محتسب را متوجه و موظف به اجراى اين قواعد كرد . . . ميزان ماليات شهر و حومهء اصفهان را كه به صورت « مال المقاطعه » از طرف حاكم پرداخته مىشد ، به ميزان چهل هزار خروار غله سى هزار خروار غله و ده هزار خروار شلتوك ثبت كرد ، و با عمال و حكام شرط شد : كه اگر شما يك دينار بر قيمت اجناس بيفزاييد ، ما دو دينار علاوه بر مال المقاطعه از شما خواهيم خواست ، با مؤاخذه و سياست . . . ( حداقل سياست چوب و فلك بود و حد وسط بريدن گوش و بينى و كندن چشم و حداكثر كشتن ) .
اين اسم است صورت نرخ ارزاق عمومى و ما يحتاج عامه در زمان كريمخان ، برطبق نوشتهء مؤلف رستم التواريخ : مقياس وزن درين نرخها من شاه است ، يعنى دو من تبريز . و مقياس پول دينار ، يعنى 1000 / 1 تومان . . . اينك صورت نرخ اجناس :
يك من به وزن شاه
گندم / يك من به وزن شاه / 50 / دينار
جو / يك من به وزن شاه / 25 / دينار
عدس / يك من به وزن شاه / 60 / دينار
ارزن / يك من به وزن شاه / 15 / دينار
ذرت نانى / يك من به وزن شاه / 20 / دينار
گوشت گوسفند / يك من به وزن شاه / 160 / دينار
هيزم / يك من به وزن شاه / 20 / دينار
ماش / يك من به وزن شاه / 150 / دينار
نخود / يك من به وزن شاه / 60 / دينار
لوبيا / يك من به وزن شاه / 80 / دينار
برنج / يك من به وزن شاه / 160 / دينار
روغن خواركى / يك من به وزن شاه / 800 / دينار
ذغال / يك من به وزن شاه / 60 / دينار
انگور خوب / يك من به وزن شاه / 60 / دينار
خربزه خوب / يك من به وزن شاه / 50 / دينار
هندوانه خوب / يك من به وزن شاه / 40 / دينار
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 656
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٦٥٦