تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
داشت . . . » « 1 » « . . . داروغه داراى مستمرى هنگفتى از سيصد تا پانصد تومان و موقعيت وى بلاشك مقتضى داشتن عوايد بسيار بيشترى بود . در اواخر زمان صفويه ، اين سمت اختصاص به اعضاى خاندان سلطنتى گرجستان داشت . معاونين داروغه در تذكرة الملوك « احداس » خوانده مىشوند . و اين عنوان توسط كشيشى كاتوليك . . . عسس‌باشى و دزدگير و شبگرد و سلطان الليل ذكر و تأييد مىشود . شاردن و چند تن ديگر چنين كسى را حاكم شب ، سوار نگهبان ، رئيس شبگردان مىخوانند كه شب در شهر مىگردد و هميشه مراقب مسائل مهم است . . . و متخلفان را دستگير مىسازد . . . كاتبين ايرانى احداث را با حرف سين نوشته‌اند ولى صحيح آن « احداث » است . . . » در ذيل قواميس العرب اثردوزى ، چنين آمده است : « رئيس تأمينات شهربانى ، كسى كه قطع و اسكات دعاوى را به عهده دارد . سلطان الليل ، نگهبانان مخصوص براى حفاظت بازار و غيره تعيين مىكرده و محتملا داراى شبكه وسيعى از كارآگاهان و جاسوسان بوده است . » ( نگاه كنيد به شاردن ، ج 6 ، ص 78 ) « . . . نام صاحب نسق كه مأمورى است رسمى ، در تذكرة الملوك چند جا در مورد تنظيم فهرست قيمتهاى جارى . . . و مسكوكات قلب آمده است . ولى هيچ‌گونه توضيح بيشترى در باب وظايف وى موجود نيست و به نظر مىرسد كه وى فقط صاحب‌منصبى مأمور اجراى صرف بوده است . در زمان قاجاريه نسقچىباشى رياست ميرغضبان يا دژخيمان را داشته است . . . » « 2 » به طورى كه از كتاب را فائل دومانس برمىآيد در دوره صفويه نيز مردم نسبت به مأموران انتظامى و متظاهرين به اسلام و منافقين خوشبين نبودند .

داروغهء طماع

: « در زمان شاه عباس دوم مقرر گرديد كه در ميان كشاورزان اصفهان ، كسانى كه داوطلب سربازى هستند و ميل به كارهايى جنگى دارند ، به وسيلهء داروغه انتخاب شوند . ولى داروغه از اين فرمان سوءاستفاده كرد و از همه به خصوص از فرزندان متمولين ، خواست كه خود را آمادهء سربازى كنند . هركس پولى داشت ، رشوه داد و از خدمت سربازى معاف شد . محمد بيك ( اعتماد الدوله ) كه به وسيلهء جاسوسان خود از ماجرا آگاه شده بود ، به مردم اعلام كرد كه سرباز داوطلب مىخواهم ، و هيچ‌كس مجبور به انجام خدمت سربازى نيست . در نتيجه سيل شاكيان به سوى اصفهان روان شد . شاه سخت غضبناك گرديد و فرمان داد كه داروغهء رشوه‌گير را به ميدان بزرگ ببرند و چندين جمعهء متوالى پايش را به چوب بندند و بعد پاهاى او را ببرند . » « 3 »

وضع شهردارى و نرخ اجناس در عهد زنديه

: از وضع شهربانى و شهردارى در دوره زنديه و قاجاريه نيز اطلاعات پراكنده‌اى در دست است به نظر مىآيد كه خان زند نظافت شهر را وظيفهء خود مردم مىدانست و متوجه ساختن مردم را به اين امر ، وظيفه دولت . زيرا او در حدود
هامش
( 1 ) . همان ، ص 126 . ( 2 ) . تذكرة الملوك ، همان ، ص 153 . ( 3 ) . سفرنامة تاورنيه ، پيشين ، ص 828 .