تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
بدانيد و آنچه مىگويد و مىخواهد گفته و خواستهء ما شناسيد . » « 1 » « در نامه‌هاى شاه عباس ، اصول و مواد زيرين براى عقد دوستى پيشنهاد شده بود : 1 . دولت ايران باب دوستى را به علت دوستى با ملل مسيحى و دشمنى با دولت عثمانى مفتوح مىسازد ؛ 2 . مايل است اطمينان حاصل كند كه اگر با اين دشمن مشترك به جنگ برخاست ، تمام بار جنگ بر دوش وى نخواهد ماند ؛ 3 . از امپراتور آلمان و پاپ و ساير فرمان‌روايان اروپا خواسته بود كه اگر قرارداد دوستانه‌اى با تركان عثمانى بسته‌اند ، فسخ كنند ، در صورتى كه به مقتضاى مصلحت نمىتوانند با تمام قوا با پادشاه ايران بر ضد سلطان عثمانى همكارى كنند ، لا اقل تا زمانى كه او با سلطان در جنگ است در نهان پشتيبان وى باشند ؛ 4 . از فرمانروايان اروپا خواسته بود كه نگذارند اسلحه و مهمات آنها به دست تركان عثمانى برسد ؛ 5 . در پايان ، شاه عباس از سر خيرخواهى دول اروپايى را از جنگ با يكديگر برحذر داشته بود تا بر ضد دشمن مشترك ، هم‌پيمان شوند . و در آخر ، شاه عباس به تمام پادشاهان فرنگ پيشنهاد كرد كه سفيرانى با شرايط و نقشه‌ها و پيشنهادهاى خود به ايران بفرستند ؛ چنان‌كه او كرده است . حسينعلى بيگ و شرلى در نهم ژوئيهء سال 1599 م . ( 1008 ه ) با همراهان از اصفهان بيرون آمدند تا از راه درياى مازندران و روسيه به اروپا بروند . همسفران آنها چهارده قورچى از سواران اصيل ايرانى و چهارده ملازم و يك ملا و پنج مترجم و پانزده تن از همراهان آنتونى شرلى بودند . . . سى و دو شتر از دنبال اين هيئت ، هدايايى را كه شاه عباس براى فرمانروايان فرنگ برگزيده بود ، بر پشت داشتند . شاه ، سفيران خود را تا محل دولت‌آباد مشايعت كرد و در آنجا مهر طلاى خود را به سرآنتونى شرلى داد و گفت : برادر ، هر چه را كه مهر كنى گرچه به قدر سلطنت من ارزش داشته باشد ، قبول دارم ! سپس روى او را بوسيد و دست برادرش رابرت شرلى را در دست گرفت و وعده داد كه در غياب سرآنتونى ، با او چون برادرى مهربان رفتار كند . حسينعلى بيگ و سرآنتونى شرلى پس از يك ماه مسافرت از راه كاشان و قم و ساوه و قزوين ، به گيلان و كنار درياى مازندران رسيدند و با كشتى راه روسيه را پيش گرفتند . گذشتن از درياى خزر دو ماه طول كشيد و سرانجام به بندر هشتر خان و پس از دو ماه و نيم مسافرت به مسكو رسيدند . سفراى ايران پس از شش ماه از مسكو خارج شدند و در بندر آرخانگلسك ، از بندرهاى شمالى روسيه ، به كشتى نشستند و از راه اقيانوس منجمد شمالى و سواحل نروژ ، عازم آلمان شدند . و در پاييز سال 1009 ه به شهر پراك رسيدند . ردلف دوم باشكوه و جلال فراوان از ايشان پذيرايى كرد . سپس راه ايتاليا پيش گرفتند . چون جمهورى ونيز در اين ايام سرگرم عقد مصالحه‌اى با دولت عثمانى بود از پذيرفتن سفير ايران خوددارى كرد . در روم بين شرلى و
هامش
( 1 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 4 ، ص 57 - 153 ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 571 | مرتضى راوندى