مستعمراتى در اين قسمت از دنيا تشكيل دادند و امانوئل اول پادشاه پرتغالى ، در سال 915 ه ( 1505 م . ) يعنى سال پنجم پادشاهى شاه اسماعيل صفوى ، حكمران مستقلى براى ادارهء هند پرتغال به عنوان نايب السلطنه ، فرستاد . » « 1 »
روابط سياسى ايران و پرتغال
چنانكه گفتيم ، پس از آنكه قسطنطنيه به دست سلطان محمد فاتح افتاد ، راه بازرگانى اروپا و آسيا از طريق درياى مديترانه بسته شد و سوداگران در جستجوى راه جديد تجارى به كوشش و تلاش برخاستند و نخست متوجه بندر اسكندريه شدند . ولى بدرفتارى مماليك مصر و عوامل ديگر ، بازرگانان را بر آن داشت كه در جستجوى راه ديگرى سعى و تلاش نمايند . دريانورد پرتغالى دياز ، از جنوب افريقا براى كشف راه درياى هندوستان به كشتى نشست و وارد اقيانوس هند شد . و دوازده سال بعد از او دريا سالار پرتغالى ، واسكودوگاما از همان راه به هندوستان رسيد . و با كشف اين راه جديد ، بر قدرت و اعتبار پرتغال و نفوذ سياسى و اقتصادى اين كشور افزود و دست اعراب مصر و يمن و عمان را ، از ادامهء فعاليتهاى بازرگانى در آن منطقه كوتاه كرد . بعد از اوآلفونسو دوآلبوكرك « 2 » با نيروى نظامى و چند كشتى ، در صدد تسخير جزيرهء هرمز برآمد و خواجه عطار ، نايب السلطنهء اين جزيره را به خراجگزارى پادشاه پرتغال فراخواند . ولى خواجه با تكيه به نيروى نظامى خود ، تسليم نشد و كار آنها به جنگ كشيد . سرانجام پرتغاليها پيروز شدند و ضمن اخذ غرامت ، خواجه را خراجگزار حكومت پرتغال خواندند . وى متعهد شد همه ساله پانزده هزار اشرفى به دولت پرتغال خراج بدهد و حقوق و امتيازات فراوانى براى پرتغاليان قايل شود .
حكومت صفوى نيز كه از جهت قدرت دريايى ، خود را قادر به جنگ با حكومت پرتغال نديد ، ناچار با آن دولت قراردادى به اين نحو منعقد نمود :
« 1 . قواى دريايى پرتغال با نيروى لشكرى پادشاه ايران به بحرين و قطيف مساعدت كند .
2 . نيروى دريايى پرتغال در فرونشاندن انقلابات سواحل بلوچستان و مكران با دولت ايران يارى كند .
3 . دو دولت ايران و پرتغال باهم متحد شوند و با تركان عثمانى بجنگند . »
به موجب اين موافقتنامه ، دولت ايران از جزيرهء هرمز چشم پوشيد . پس از مرگ آلفونسو دوآلبوكرك ، از طرف دولت پرتغال ، شخص ديگرى به عنوان نايب السلطنهء هندوستان برگزيده شد . ولى به طور كلى مأموران پرتغالى در دوران قدرت خود به سبب آزمندى ، با مردم ، به بدى رفتار كردند . و مراكز بازرگانى آنان يعنى هرمز ، مسقط و بحرين در اثر سوء سياست مسؤولان امور رو به ويرانى رفت . اين ايام مقارن بود با مرگ شاه اسماعيل اول و جلوس شاه طهماسب بر تخت سلطنت . در اين دوره ، سلاطين ايران چون در غرب گرفتار جنگ با حريف زورمند خود ،
هامش
( 1 ) . مجلهء يادگار ، سال چهارم ، شمارهء 1 و 2 ، ص 103 به بعد ( به اختصار ) .
( 2 ) .Alphonse d'Albuqnerque