تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
جنگى ونيز نشد . شاه رفته‌رفته نوميد شد . ولى ونيزيها با اعزام پيك ، قول وفادارى مىدادند و در 16 ژانويه جوزافا باربارو را به عنوان سفير با شش توپ دژگشاى بزرگ و تفنگهاى فتيله‌اى و تفنگهاى جنگى ، به تعداد كثير و باروت و ديگر مهمات و شش توپچى و يكصد تفنگچى و ديگر سربازانى كه در به كار بردن توپ مهارت داشتند و يك دريا سالار ، و با نيروى دريايى عظيم به ايران گسيل داشت . بالاخره جنگ ايران و عثمانى آغاز شد و در جبهه‌هاى مختلف پيروزى نصيب ايرانيان گرديد . ولى در آخرين نبرد كه در سال 1473 به وقوع پيوست ، ده هزار تن از ايرانيان و چهارده هزار تن از تركان ، به خاك هلاك افتادند و تركان عثمانى فاتح شدند . » « 1 »

روابط سياسى با هند

« با افزايش قدرت دودمان آق‌قويونلوها ( - سپيد گوسفندان ) و بلندآوازه شدن نام و اعتبار امير حسن بيگ ( - اوزون حسن ) ، فرستادگان پادشاهان و فرمانروايان كشورهاى مختلف با هدايايى بسيار ، متوجه دربار پادشاه بايندرى گرديدند . شرحى كه جوزافا باربارو ، در پيرامون شكوه و حشمت دربار و دارايى ، و به ويژه جواهر خزانهء شاهى در سفرنامه‌اش نگاشته است ، بسيار جالب و دلنشين است . . . در ميان هديه‌هايى كه سفيران هند عرضه مىدارند ، سخن از جانور درنده‌اى به ميان مىآيد ، نظير ببر و شير . در ميان هديه‌ها فيل تنومندى در برابر پادشاه با اشارهء فيلبان در يك چشم بر هم نهادن درخت بزرگى را از جاى برمىكند . همچنين زرافه‌اى به حضور پادشاه تقديم مىشود . . . باربارو دربارهء جواهرات شاهى ، چنين مىنويسد : « . . . آن‌گاه پادشاه سه پارچه الماس ناتراشيده به من نشان داد كه يكى از آنها وزنش به سى قيراط مىرسيد . . . و دو پارچهء ديگر كه يكى ده قيراط و ديگرى سيزده قيراط وزن داشت . و سپس از من پرسيد كه آيا در كشور ونيز چنين جواهراتى پيدا مىشود . پاسخ دادم خير . به مجردى كه اين سخن را شنيد ، مشتى مرواريد برداشت كه بر روى هم چهل رشته بود . و در هررشته‌اى سى دانه مرواريد ديده مىشد . نيمى از آنها غلطان بود . . . آن‌گاه به اشاره‌اش در كاسه‌اى سيمين نزديك به 60 دانه مرواريد ريختند كه همهء آنها ناسفته و بسيار خوشرنگ بود . . . آن‌گاه گفت مىتواند يك بار اسب از اين مرواريدها نشانم بدهد . » از نوشته‌هاى باربارو و كنتارينى به خوبى پيداست كه اوزون حسن به فرستادگان جمهورى ونيز توجه خاصى داشت . هميشه هرجا پادشاه حركت مىكرد ، آنان نيز مانند نزديكان و سرداران و درباريان ملتزم ركاب بودند ، و مكرر در خلوت به بارگاه فراخوانده مىشدند و از هردرى سخن به ميان مىآمد . اوزون حسن به ويژه علاقه‌مند بود اطلاعاتى در پيرامون جغرافياى ونيز و وضع اروپا و شيوهء كشوردارى پادشاهان اروپايى به دست آورد ، همچنين ونيزيها ، علاقهء او را به علوم و فنون گوناگون تاييد كرده‌اند . . . » « 2 » چنان‌كه گفتيم ، در دوران زمامدارى تيمور ، سفير اسپانيا به نام
هامش
( 1 ) . همان ، ص 29 - 215 . ( 2 ) . طاهرى ، ابو القاسم ، پيشين ، ص 82 به بعد .