زيان كشور جاسوسى نكنند ، و از اسرار سياسى و نظامى مملكت باخبر نگردند :
« رسولان كه از اطراف مىآيند تا به درگاه برسند ، كسى را خبر نمىباشد . و در آمدن و شدن ، هيچكس ايشان را تعهدى نمىكند . . . اين را بر غفلت و خوار داشتن كارها حمل كنند ، بايد كه گماشتگان سرحدها بگويند ، تا هركه بديشان رسيد ، در حال سوار فرستند و خبر دهند كه اين كيست ؟ و از كجا مىآيد ؟ و چند سوار و پيادهاند ؟ و آلت و تجمل چگونه دارند ؟ و به چه كار مىآيند ؟ و معتمدى با ايشان نامزد كنند تا ايشان را به شهر معروف رساند . . . هم برين مثال تا به درگاه و ايشان را به هر منزلى نزل دهند . و نيكو دارند . و به خشنودى گسيل كنند و چون بازگردند ، هم برين مثال روند كه هرچه ايشان را كنند از نيك و بد ، همچنان باشد كه پادشاه را كرده باشند . و ببايد دانست كه پادشاهان كه به يكديگر رسول فرستند ، نه مقصود همه آن نامه و پيغام باشد . . . بل كه خواهند كه بدانند كه احوال راهها و عقبها و آبها و جرها ( چراها ) و آبخورها چگونه است تا لشكر تواند گذشت يا نه ؟ و علف كجا باشد ؟ و كجا نباشد ؟ و بر جاى از گماشتگان كيست ؟ و لشكر آن ملك چند است ؟ و آلت و عدت به چه اندازه است ؟ و ترتيب پايگاه و نشست و خاست و چوگان و شكار و خلق و سيرت . . . و ظلم و عدل چگونه است ؟ و پيرست يا جوان ؟ عالم است يا جاهل ؟ ولايتش خراب است يا آبادان ؟ لشكرش خشنود است يا نه ؟ رعيتش توانگر است يا درويش ؟ و در كارها بيدار است يا غافل ؟ بخيلست يا سخى ؟ وزيرش كافى است يا نه ؟ ميل او بيشتر به جد است يا به هزل ؟ و به غلمان راغبتر است يا به زنان ؟ اگر وقتى خواهند كه او را به دست آرند و با او مخالفتى ورزند يا عيبى گيرند ؛ چون بر احوال او واقف باشد ، تدبير كار او بسگالند و از نيك و بد بدانند . » « 1 »
مناسبات خلفا با سلاطين ايران
ايجاد سلسلههاى مستقل در شرق
چنان كه ضمن تاريخ سياسى ايران ديديم ، از ربع اول قرن سوم هجرى به تدريج ، مقدمات سقوط سياسى خلافت عرب فراهم گرديد ، اين امپراتورى وسيع ، چنان كه گفتيم تركيب ناجورى از اقوام و ملل مختلف بود كه از لحاظ درجهء تمدن و فرهنگ يكسان نبودند . نه زبان مشترك داشتند و نه سطح تمدن يكسان ، و نه زندگى اقتصادى واحد ، بلكه از نظر فرهنگ و سطح تكامل اقتصادى و اجتماعى در مراحل مختلفى قرار داشتند .
غير از عوامل سابق الذكر جنبشهاى آزاديخواهانه ايرانيان و ديگر ملل شرق ، به تدريج از
هامش
( 1 ) . سياستنامه ، به اهتمام قزوينى ، پيشين ، ص 100 به بعد ( نگاه كنيد به سياستنامه هيوبرت ، از ص 120 به بعد ) .