تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
در تاريخ بيهقى مكرر از اعزام رسول يا نماينده‌يى از طرف دولت غزنوى ، به اطراف ، و پذيرايى محمود و مسعود از نمايندگان خليفه و ديگر كشورها ، سخن به ميان آمده است : « رسول برخاست و نامه در خريطهء ديباى سياه پيش تخت برد و به دست امير داد . » « 1 » معمولا سلاطين هنگام پذيرايى از نمايندگان كشورهاى خارجى ، بر تخت يا اريكه يا سرير سلطنت و اورنگ پادشاهى تكيه مىزدند .
به تختش يكى مهرهء عاج بود ، * پر از رنگ و پيكر ، دگر ساج بود .
فردوسى ابو الفضل بيهقى مىگويد : « تختى همه از زر سرخ بود و تمثالها و صورتها چون شاخه‌هاى نبات از وى برانگيخته . » « 2 » و در جاى ديگر مىنويسد : « رسولدار ، رسول را به سرائى كه ساخته بودند فرود آورد . » در ترجمهء تاريخ يمينى نيز به نام « سفارت » برمىخوريم : « ابو جعفر ذو القرنين را بدين سفارت تعيين فرمود و بر دست او حملى از تحف خراسان و مجلوبات تركستان به فخر الدوله فرستاد . » « 3 »

عقد پيمان بين محمود و نصر

بارتولد مىنويسد : « محمود در سال 392 هجرى ( 1001 ميلادى ) ابو طيب سهل بن محمد صعلوكى امام شافعى و طغانچك والى سرخس را به رسولى به اوزگند فرستاد . نصر رسولان را با لطف و مهربانى پذيرفت و هدايايى گرانبها به وسيلهء ايشان به خدمت سلطان فرستاد كه عبارت بود از : محصولات معادن ، مشك ، اسبان و شتران ، غلامان و كنيزان ، بازهاى اشهب ، پوستينه‌هاى سياه ، شاخ ختو ، قطعات سنگ يشم ، و طرفه‌هاى قيمتى چينى . محمود دختر نصر را به زنى گرفت . پيمان - با همان شرايطى كه پيشتر ميان بغراخان و ابو على منعقد شده بود - ميان آن دو بسته شد ، يعنى مرز بين دو مملكت مسير آمودريا ، اعلام گشت . ولى چيزى نگذشت كه قراخانيان نقض عهد كردند . » « 4 »

اهميت مأمورين سياسى

جالب توجه است كه فردوسى ، هزار سال پيش به سياستمداران هشدار داده و به آنان گوشزد كرده است كه در انتخاب سفير « فرستاده » دقت كافى مبذول دارند ، و مردى محيل و كاردان برگزينند .
فرستاده بايد فرستاده‌اى * درون پر ز مكر و برون ساده‌يى
نظام الملك در فصل بيست و يكم سياستنامه به اهميت و ارزش رسولان و نمايندگان سياسى كشورها اشاره مىكند و به مأمورين دولت تأكيد مىكند كه مراقب اعمال آنها باشند تا به
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 291 . ( 2 ) . تاريخ بيهقى ، چاپ اديب ، ص 292 . ( 3 ) . همان ، ص 550 . ( 4 ) . تركستان‌نامه ، پيشين ، ص 578 .