اعظم مىگويد : « چون مأمورين بوشهر در آخر هرماه بدون يك روز تأخير جيرهء خود را دريافت مىدارند ، اگر تسامح در دادن جيره بشود ، در نقطهء بوشهر اسباب افتضاح خواهد شد ، بدين جهت تلگرافا معروض داشت ، جيرهء يك ماهه تمام مأمورين بوشهر يك صد خروار است ، گندم فعلا خروارى پنج تومان و نان خروارى نه تومان و ششهزار دينار است . در حقيقت خروارى چهار تومان و ششهزار دينار تفاوت نان با گندم است و موجب اين است كه بايد به دست آسياب آرد شود ، زيرا كه طاحونه در دوازده فرسخى است و آب شيرين را بايد ، و هيزم را هم بايد . . . » « 1 »
براى آنكه خوانندگان به طرز ترسل و نامهنگارى ، و ارزش پول در اواخر دورهء قاجاريه واقف گردند ، يكى از فرامين عهد مظفر الدينشاه را عينا نقل مىكنيم :
فرمان برقرارى مقررى در حق آقا سيد محمد هادى قاضى سمنانى از طرف مظفر الدينشاه
محل مهر مظفر الدينشاه
آنكه چون مشيت حضرت سبحان و ارادهء قادر منان اساس آسايش ناس را براى اداى شكر و سپاس به اقتضاى رأى محمدت پيراى اقدس همايون ما قرار داد ، ما نيز بشكرانهء اين عطيت كبرى و پاس اين موهبت عظمى بر ذمت همت بلند شاهانه ، قرض فرض پنداشتهايم كه هريك از دعاگويان دولت ابد آيت را كه مستحق و مستعد بذل مرحمتى باشند ، آنان را به انواع نعم و اقسام كرم قرين آسايش و نيايش فرمائيم ، از جمله جناب سلالة الاطياب فخر الانجاب آقا سيد محمد هادى پسر جناب مستطاب عمدة العلماء العظام ، قدوة الحكماء الفخام آقا سيد عبد اللّه قاضى سمنانى كه از اجله علماء عظام كثر اللّه امثالهم و دعاگوى مخصوص ذات ملكوتى صفات همايونى است ، محض توسعه معاش و رفاه حال جناب معزى اليه از هذه السنه ايت ايل خيريت دليل و مابعدها مبلغ شصت تومان بموجب تفصيل برحسب تصويب جناب مستطاب قواما للشرف و المجد و الاقبال و نظاما للشوكة و النجد و الاجلال اجل اشرف افخم امين السلطان صدراعظم بعنوان مقررى در حق معزى اليه مرحمت و برقرار فرموديم كه همه ساله اخذ و دريافت نموده . به آسودگى به امر دعاگوئى بپردازند ، مقرر آنكه جنابان فخامت نصابان ، مستوفيان عظام و كتبه سعادت فرجام ، شرح فرمان قضا تومان را در دفاتر خلود و دوام ثبت و ضبط نموده در عهده شناسند شهر شوال 1316 « 2 »
در پشت اين فرمان 34 امضا و مهر و « رؤيت » ديده مىشود كه از آن جمله مهر صدراعظم امين السلطان و قوام الدوله و اعتماد حضور و وزير دفتر ديده مىشود .
غير از مترسلان و منشيان دربارى و دولتى ، و محرران محاضر شرع ، عدهاى از راه نامهنويسى
هامش
( 1 ) . مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال پنجم ، شماره 4 ، ص 296 .
( 2 ) . اين فرمان را دوست ارجمند من آقاى دكتر ابو الفضل قاضى ( استاد دانشگاه ) براى استفاده عموم در اختيار اينجانب قرار دادند .