خود كفايت كنند به جد و حسام مكفى نشود . . . » « 1 » سپس عوفى راجع به صناعت دبيرى و نوادر كارهاى دبيران حكاياتى نقل مىكند .
اكنون ديوان رسائل را از نظر تاريخى بررسى مىكنيم !
فن دبيرى - « فن دبيرى و انشاء رسائل ديوانى در ادبيات ايران پس از اسلام به صورت رشتهاى مخصوص از فنون سخن تجلى كرده است . شايد بتوان نخستين دبير رسمى دربار ملوك ايران پس از اسلام را محمد بن وصيف دبير رسائل يعقوب صفارى دانست . پس از وى در قرن چهارم دبيران نامبردار همچون ابو نصر مشكان صاحبديوان رسالت سلطان محمود غزنوى و پسرش سلطان مسعود ، و همچنين شاگرد او ابوالفضل محمد بن حسين بيهقى ، دبير ديوان رسايل محمود و مسعود پديد آمدهاند كه انشاء ترسل را در فارسى به مقامى عالى از فصاحت و بلاغت و آنچه لازمهء سياست در سخن است رسانيدهاند .
اما تدوين منشآت فارسى و جمع و تأليف آن به وسيلهء خود يا ديگران ، هرچند تا آنجا كه اطلاع داريم از دوران غزنويان و به وسيلهء بيهقى آغاز گشته ، لكن مىتوان گفت كه مانند ساير علوم و فنون در اواخر عهد سلجوقيان به كمال خود رسيده است .
بههرحال نمونههايى كه از منشآت دبيران فارسى پيش از اين عهد باقيمانده ، آثارىست كه از خلال كتابهاى تاريخ در ضمن بيان حوادث نقل شده است .
قديمىترين ديوان رسايل كه اكنون در دست داريم ، مجموعههايى است كه دو دبير عالىمقام اواسط قرن ششم هجرى از منشآت خويش ، جمع و تأليف نمودهاند .
رشيد الدين دبير مشهور خوارزمشاهيان و ديگرى همكار معاصر وى منتخب الدين بديع اتابك جوينى منشى و صاحبديوان انشاء سلطان سنجر كه منشآت ديوانى و اخوانيات خود را در مجموعهاى به نام عتبة الكتبه گرد آورده است . پس از اين دو دبير ، تدوين منشآت شايع و معمول گشت و در هرعصر مجموعههايى از منشآت ترسل جمع و تأليف مىگرديد . » « 2 »
به طور كلى در نامههاى رسمى « سلطانيات » نويسنده مكلف است مصالح و منافع سياسى مخدوم خود را از نظر دور ندارد ، اما « در اخوانيات و نامههاى خصوصى و دوستانه مجال سخن وسيع است . نكتهگوئى ، غزلسرائى ، گلهگزارى ، لطيفهپردازى ، مزاح ، ايراد اشعار طولانى ، نكتهسنجيهاى ادبى همهء اينها راه دارد .
« رشيد ، نه تنها در نامههاى رسمى و سياسى كه از طرف شاه مىنوشته بلكه در نامههاى شخصى خود نيز ، همواره ملاحظات عاقلانه و مآلانديشيهاى بخردانه را داشته و چنان كه شايسته دبير دربارى است ، زمام سخن را پيوسته در دست خود داشته و اضطراب احوال و تبديل حوادث را مدنظر گرفته و عواقب محتمله را پيشبينى مىكرده . و درباره روز مبادا مىانديشيده
هامش
( 1 ) . جوامع الحكايات ، محمد عوفى به اهتمام محمد رمضانى ، ص 259 .
( 2 ) . دكتر قاسم تويسركانى ، نامههاى رشيد الدين وطواط ، دانشگاه تهران ، 1338 .