هم چاپ شده و به اطراف فرستاده بود ، شرم و آزرم نداشت . بىخجالت مىگفت كه الحاح و ابرام مردم نمىگذارد يك حكم جارى و يك قاعده برقرار بماند . شاهزادهها اضطرار پدر خود را شناخته به تاخت و تاراج رعيت قانع نمىشدند . براى دولت نيز به صور مختلفه خرجتراشى مىكردند و هرساله مبلغ گزاف از ماليات مملكت در كورهء طمع و حوزهء آز ايشان صرف مىشد . . . » « 1 »
عدهيى از رجال دورهء قاجاريه
بلاى القاب : حاج سياح در پيرامون القاب مىگويد : « بدبختى ديگر و رسواتر اينكه يك قاموس بزرگى از القاب در ايران پيدا شد و مضاف اليه دولت و سلطنت و سلطان و لشكر و دفتر و نظام و خاقان و كشور و خلوت و دين و اسلام و علماء علم و شريعت ووو . . . هريك با هزاران مضاف ، آن هم مكرر در مكرر به اشخاص اعطا گرديد . صاحب لقبى خود را برتر از ساير
هامش
( 1 ) . خاطرات سياسى امين الدوله ، پيشين ، ص 89