تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
اعتماد السلطنه موقع ناهار خوردن شاه روزنامه مىخواند عزيز السلطان مليجك هم در آن ديده مىشود تأييد من قرار نگرفت . . . » « 1 » وضع نامطلوب اجتماعى و اقتصادى ايران در عهد ناصر الدين شاه همچنان دوام يافت ، اقدامات اصلاحى اميركبير در نتيجهء سوءنيت اطرافيان شاه و ميرزا آقا خان نورى و عدم هشيارى مردم دنبال نگرديد دزدى و رشوه‌خوارى و بىتوجهى به مصالح عمومى از مشخصات عهد ناصرى است . ميرزا آقا خان كرمانى در رضوان از مظالم وزير كرمان ياد مىكند و مىنويسد اين مرد پس از مهاجرت من از وطن از سر خيرخواهى نامه‌اى فرستاد و از اين‌كه من تاب ناملايمات را نياورده ترك وطن كرده‌ام ، سرزنشم نموده و بار ديگر مرا به مسكن اصلى فراخواند . من نه تنها دعوتش را اجابت نكردم بلكه اعلام كردم كه « خود شخص آن جناب را با آن همه سوابق خدمت درين گرداب هولناك پيوسته چون كشتى توفانى در معرض خطر مىبينم . . . به حسن تصادف شبى ميرزاده را آتش خشم افروخته گشت ، بفرمود او را از فراز ايوانش به زير انداختند . هرچه ملك بود ، از وى بگرفتند . آن وزير به فاصلهء اندك سكته كرد و درگذشت . . . چه هركس خون مظلومان را در شيشه كند تا خاطر ظالمى به دست آورد ، حق سبحانه تعالى همان ظالم را برگمارد تا دمار از روزگارش بركشد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . الكسيس سولتيكف مسافرت به ايران ( 2 ) . انديشه‌هاى ميرزا آقا خان ، پيشين ، ص 9