تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
رجال ايران : سيد جمال الدين اسدآبادى در نامه‌اى كه به سال ( 1259 - 60 ) به سيد حاجى مستان داغستانى نوشته ، چنين گفته است : « رجال ايرانى در سياست و صنعت كلام مهارت دارند ، ولى علم آنها بىعمل است . اگر يك قسمت از صد قسمت قوايى كه در گفتار صرف مىكردند در كردار بذل مىنمودند ، ايران از حيث ترقى و ثروت و عظمت و قوت در مصاف دول عظيمه قرار داشت . » « 1 » محيط دربار : واتسن كه در عهد ناصر الدين شاه به ايران آمده است مىنويسد : « عبارات تملق‌آميزى كه گوش شاه ايران را از دوران كودكى با آنها پر مىكنند ، براى از بين بردن بسيارى از ملكات اخلاقى پادشاه كافى است . پيرامون فرزندان شاه را از اوان طفوليت گروه چاپلوسان تشريفاتى فرامىگيرند . وليعهد معمولا از همان سن و سال بسيار كم ، تعيين مىشود و به مقام حكومت آذربايجان منصوب و از نظارت مستقيم مادر خود دور مىشود . بنابراين تربيتى ساختگى و بدون قاعده و اصول نصيب او مىشود . در سن چهارده يا پانزده سالگى به او زنى مىدهند كه زود از او سير مىشود ، و به تدريج بر شمار زنهاى او مىافزايند ، امكان مسافرت به خارج براى وليعهد وجود ندارد . » « 2 » شاه و اطرافيان او بجاى آنكه در فكر درمان دردهاى اجتماعى باشند وقت خود را به عياشى سپرى مىكنند . احمد امين كه او نيز در عهد ناصر الدينشاه به ايران آمده است راجع به طرز حكومت در ايران چنين مىنويسد :

طرز اداره تهران و ولايات

حكومت تهران به عهده نايب السلطنه كامران ميرزا سومين فرزند شاه واگذار شده ، وى علاوه بر اين سمت ، نظارت حربيه ( وزارت جنگ ) را نيز عهده‌دار است معاونى بنام وزير تهران دارد ، حكومت تهران داراى سه اداره ( پليس ، احتساب و تنظيمات ) مىباشد حدود اختيارات پليس فوق العاده محدود است . ايران به سى و پنج ولايت تقسيم شده است ، حكومت ولايات ، در مقابل مبلغى معين پيشكش اعطا مىشود تقسيمات ولايات به علت فك و الحاق از ولايتى به ولايات ديگر ثابت نيست . اكثر شهرها داراى اسم و عنوان مخصوص به خود هستند مانند دار السلطنه تبريز ، دار العلم شيراز ، دار الملك طبرستان ، بلدهء طيبه همدان و امثالهم ولايت تبريز از نظر اعتبار در درجه اول بود . و ولايات اصفهان و خراسان در مرحله دوم اهميت مىباشند . » « 3 » القاب و امتيازات دولتى در عهد ناصر الدين شاه : امين الدوله در خاطرات خود
هامش
( 1 ) . مالك و زارع در ايران ، پيشين ، ص 689 ( 2 ) . تاريخ در عهد قاجاريه ، ترجمهء وحيد مازندرانى ، پيشين ، ص 19 ( 3 ) . ايران در سال 1311 ه ق تلخيص از مجلهء بررسيهاى تاريخى سال نهم ، شماره 4 ، از ص 85 به بعد