تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
چنين كرد ، و محمود را به خانهء خود برد . محمود چون به صحت گفتار وى پى برد . . . « فى الحال شمع را فرونشانيده و خنجر برآورد و سر خواهرزاده خود را از تنش جدا ساخت . . . » « 1 » لزوم بار دادن به خاص و عام : نظام الملك با همهء محافظه‌كارى ، به حكم مصلحت انديشى ، به شاه توصيه مىكند از بار دادن به خاص و عام و ملاقات با مردم غفلت نورزد . زيرا اگر مردم « . . . بارها بيايند و پادشاه را نبينند بر پادشاه بدگمان شوند و بد سگاليدن آغازند و از تنگ بارى پادشاه ( يعنى نديدن شاه ) كارهاى مردم فروبسته شود ، و مفسدان دلير شوند و احوالها پوشيده ماند و لشگر آزرده شود و رعيت در رنج افتد . و هيچ ترتيبى پادشاه را بهتر از فراخ‌بارى نيست . . . » « 2 » حق رعيت : نويسنده گمنام بحر الفوايد مىگويد : « بدانكه رعيت عيال خداىاند و هركه رعيت را برنجاند ، خداى را آزرده است . روز قيامت ندا آيد : اى پادشاه بدسيرت ، توانگران را درويش كرديد ، و درويشان را ضايع كرديد . امروز حق مظلومان از شما بخواهم - و پيغامبر گفت : هركه كارى از كارهاى پادشاهان تقليد كند ، و در حجاب بنشيند و خداوندان حاجت را راه ندهد ، خداى عز و جل رحمت خود را از وى محجوب كند . و از حق رعيت آن است كه ظلم از ايشان باز دارد از خود و عمال خود ، و راهها ايمن دارد ، و قوافل راهها را حمايت كند و دزدان و راهزنان را سياست كند و مظلومان را انصاف دهد ، و درويشان را يارى دهد و از ايشان حجاب نكند و جهود و ترسا را بر سرايشان عمل ندهد ، و امر به معروف را قوت كند و قاضى و محتسب را تقويت كند و غربا را نيكو دارد . » « 3 »

آئين سياست و مملكتدارى در دوران بعد از اسلام

قبل از آن‌كه از سازمان ادارى و تشكيلات ديوان‌ها يا وزارتخانه‌هاى قرون‌وسطا سخنى به ميان آيد با استفاده از مدارك و اسناد تاريخى موجود ، اصول و مبانى سياست « و راه و رسم اداره كشور را در نظر سياستمداران آن دوران » مورد مطالعه قرار مىدهيم : مناسبات شاه با مردم : از كتب و آثارى كه در دورهء تمدن اسلامى به يادگار مانده است گه‌گاه به تعاليم سياسى و مطالبى برمىخوريم كه ظاهرا نمودار راه و رسم مملكتدارى و اصول و عقايد سياسى انديشمندان و زمامداران كهن ، يعنى شهرياران قبل از اسلام است . مورخان و سياستمدارانى كه حسن‌نيت داشتند ، براى اين‌كه خلفا ، امرا و زمامداران جهان اسلامى را به وظايف و تكاليف سياسى و اجتماعى و اقتصادى خود واقف گردانند ، يا خود به تدوين كتب و رسالات سياسى مىپرداختند و يا تعاليم متفكران ، شهرياران ، و وزرا و حكمرانان كهن را از متون
هامش
( 1 ) . تاريخ الفى ، به نقل از ( در پيرامون تاريخ بيهقى ، ج 2 ، ص 861 به بعد ) . ( 2 ) . سياستنامه ، پيشين ، ص 151 ( 3 ) . بحر الفوايد ، به اهتمام دانش‌پژوه ، ص 173
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 16 | مرتضى راوندى