گردد كه از آن جمله : گرسنگى ، عدم كارآيى جمعيت ، بيسوادى و كماشتغالى ، عدم هماهنگى ملى ، وابستگى به بازارهاى خارجى ، نابههمپيوستگى بخشهاى خصوصى ، موانع و محظورات طبيعى ، ضعف تجهيزات و سرمايه ، و قدرت اقليت ممتاز . . . البته قدرت همهء آنها يكسان نيست ، و ممكن است برخى را بسرعت زياد از ميان برد ؛ به شرط آنكه مردم بخواهند ، و كوشش ضرور را انجام دهند ؛ برخى ديگر از ميان نمىروند مگر به بهاى كوششهاى طولانى ، و پس از تحقق بعضى پيشرفتها ، از جمله فقر و جهل بايد بتدريج عقب رانده شوند . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 265 - 167 ( به تناوب و اختصار ) .