تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
1 ) نارسايى تغذيه ، 2 ) منابعى كه پرورش نمىيابند و يا به هدر مىروند ، 3 ) تعداد زياد كشاورز با بارآورى كم ، 4 ) صنعتىشدن محدود و ناقص ، 5 ) رشد ناموزون و انگل بودن بخش سوم ( بخش خدمات ) ، 6 ) وضعيت وابستگى اقتصادى ، 7 ) نابرابريهاى شديد اجتماعى ، 8 ) متلاشىشدن نظامهاى سنتى و باستانى ، 9 ) گسترش دامنهء سيماهاى كم‌اشتغالى ، و كار كودكان ، 10 ) ضعف هماهنگى ملى ، 11 ) نارساييهاى وخيم جسمى و روانى مردم ، 12 ) گسترش دامنهء رشد جمعيت ، 13 ) رشد كند منابعى كه در واقع مورد استفادهء مردم است . از نظر « ش . بتهلم » : « عبارت كشورهاى كم‌رشد عبارتى نارسا و غيركافى است . از نظر علمى ، لازم است بجاى عبارت كشورهاى كم‌رشد ، عبارت درست كشورهاى استثمار شده تحت حاكميت بيگانه و دارندهء اقتصاد ناقص و غلط را به كار برد . » به نظر عده‌اى ديگر از صاحبنظران ، كم‌رشدى عبارت است از عقب‌ماندگى و ناتوانى از استفاده از امكانات . به نظر « ف . پرو » : كم‌رشدى عبارت است از « اقتصادى كه در آن ، از ارج و ارزش انسانى حمايت نمىشود ؛ حمايتى كه مانع مرگ او شود ، حمايتى كه حداقل نياز زندگى جسمى و روانى را برايش فراهم آورد . » گرسنگى ، فقر ، و بيچارگى از نظر تاريخى ، ويژهء كم‌رشدى نيست ؛ چه در طول ادوار بسيار طولانى ، ويژهء گذشتهء همهء كشورها بوده است . در طول هزاران سال ، رشد جمعيت بسيار ضعيف و وابسته به رشد اقتصادى بوده است . به نظر مىرسد همهء مراحل رشد بالنسبه سريع جمعيت ، خواه در عصر سنگ صيقلى و خواه در اواسط قرون وسطى ، از بهبود وسايل توليد و افزايش منابع برخوردار بوده‌اند . باوجود ميزان قابل توجه مرگ‌ومير ، كه مهارى بر رشد جمعيت بوده است ، تعداد جمعيت متناوبا از سطح متعادل با حجم توليد پيشى مىگرفت . اما اين ناميزانى كم‌دوام بود ، زيرا به زودى يك دورهء قحطى و يا بخصوص يك دورهء بيمارى همه‌گير پديدار مىشد و در نهايت خشونت ، اين ناميزانى را تنظيم مىكرد . . . اين وضعيت در طى هزاران سال ، و تا گذشته‌اى بالنسبه نزديك با تكامل بشريت همراه بوده است . . . پس از انقلاب صنعتى ، منحنى افزايش توليدات به معناى واقعى اوج گرفت ، و با وجود رشد جمعيت ، درآمدهاى ملى ، زودتر از سطح زندگى مردم افزايش مىيافت . . . بطور كلى افزايش جمعيت فاجعه‌انگيز نيست ، مگر در آنجا كه همراه با افزايش منابع نباشد . نكته‌اى كه نبايد از نظر دور داشت ، اينكه كم‌رشدى يك پديدهء ابدى نيست . برترى و تفوق اروپاى غربى بر ديگر كشورهاى جهان ، از سدهء هجدهم به بعد آغاز شده . در طول هزاران سال ، خاورميانه ، هند و چين از نظر فنى ، علمى ، و فرهنگى به صورتى غيرقابل انكار بر اروپاى غربى ، كه در آن زمان نوعى « خاور دور » امروزى بوده ، برترى داشتند . . . بنابراين ، كشورهاى كم‌رشد سرزمين عقب‌ماندگيهاى ابدى نيستند ، بلكه كشورهايى هستند كه در گذشته و حتى گاه تا زمانهاى اخير ، با دوره‌هاى درخشندگى و رونق اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى آشنا بوده‌اند . . . استعمار يكى از علل مهم كم‌رشدى به‌شمار مىآيد براى خيليها تقريبا براى همگى مردم جهان سوم ، استعمار يگانه دليل كم‌رشديست . . . غير از دسايس استعمار ، عوامل گوناگون ، مانع رونق اقتصادى كشورهاى كم‌رشد مى -