اصفهان » ( اصفهان ، 1297 ه . ش . ) و « شركت آزمايش بانوان » ( تهران 1299 ه . ش . ) هر دو به رهبرى صديقهء دولتآبادى ؛ « پيك سعادت نسوان » ( رشت ، 1300 ه . ش . ) كه جميلهء صديقى و سكينهء شبرنگ از مؤسسين آن بودند ؛ « انجمن نسوان وطنخواه » ( تهران 1300 ش . ق . ) به رهبرى محترم اسكندرى ؛ « بيدارى نسوان » ( تهران ، 1305 ه . ش . ) و انجمن ترقى نسوان ( تهران ، 1306 ه . ش . ) .
از حدود 1300 ه . ش . عدهاى از زنان و مردان روشنفكر ، دست ، به انتشار روزنامه - هايى زدند : روزنامهء زبان زنان ( اصفهان ، 1298 ه . ش . ) به مديريت صديقهء دولتآبادى ؛ مجلهء پيك سعادت ( رشت ) ؛ مجلهء عالم نسوان ( تهران ، 1300 ه . ش . ) به مديريت ملوك اسكندرى و سرپرستى محترم اسكندرى ؛ مجلهء دختران ايران ( شيراز ، 1306 ) به مديريت زنددخت ؛ و روزنامهء شكوفه ( تهران ) ، به مديريت مريم عميد ( مزين السلطنه ) .
اين جمعيتها و روزنامهها ، به بيدارى زنان كمك كرد . بعلاوه ، مردانى روشنفكر ، مانند ابو القاسم آزاد ، نظم الدولهء خواجهنورى ، ايرج ميرزا ( جلال الممالك ) ، ميرزادهء عشقى ، دبير اعظم بهرامى ، و عدهء زيادى ديگر ، عملا و با قلم و زبان و با تشكيل جلسات و نمايشها و غيره ، مشوق و پشتيبان زنان در اين راه بودند . مسافرت اعليحضرت فقيد به تركيه ( 1313 ه . ش . ) و مشاهدهء پيشرفتهاى اجتماعى زنان ترك نيز ، به اين امر كمك كرد .
در چهارشنبهء 17 دىماه 1314 ه . ش . ، شاه فقيد به اتفاق ملكهء وقت و شاهدختها ، بىحجاب ، براى جشن فرهنگ به دانشسراى پسران رفتند . مديران و معلمين مدارس دخترانه و كارمندان اناث وزارت فرهنگ ، كه قبلا كموبيش چادر را برداشته بودند ، و نيز بانوان مدعوين بىحجاب حضور يافتند . از آن تاريخ ، رفع حجاب علنى و رسمى گرديد ، و فصل نوى در تاريخ حيات زن ايرانى باز شد ، و تحصيل در مدارس عاليه و شركت در خدمات اجتماعى و ملى براى آنان ميسر گرديد . » « 1 »
نمونهاى از اعتراضات متأخرين به حجاب زنها :
خدايا ، تا كى اين مردان به خوابند ؟ * زنان تا كى گرفتار حجابند
چرا در پرده باشد طلعت يار ؟ * خدايا زين معما پرده بردار
مگر زن ، در ميان ما بشر نيست ؟ * مگر زن در تميز خير و شر نيست ؟
تو پندارى كه چادر زاهن و روست ؟ * اگر زن ، شيوه زن شد ، مانع اوست ؟
چو زن خواهد كه گيرد با تو پيوند * نه چادر مانعش گردد نه روبند
زنان را عصمت و عفت ضرور است * نه چادر لازم و نه چاقچور است
زن روبسته را ادراك و هش نيست * تئاتر و رستوران ناموسكش نيست
اگر زن را بود آهنگ حيزى * بود يكسان تئاتر و پاى ديزى
بنشمد در ته انبار ، پشگل * چنان كاندر رواق برج ايفل
چو خوش اين بيت فرمودست جامى * مهين استاد كل بعد از نظامى
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، پيشين ، « رفع حجاب . »