تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
پدرم مىفرستاد ، و اجر اين كار را از خدا مىطلبيد . پدرم كه اين را مىديد ، علاوه بر زنان تقديمى ، زنان ديگرى اختيار مىكرد ، و آن بانوى نيكوكار به اين عمل اعتراضى نمىكرد . » « 1 » ناگفته نماند كه پيشوايان مسيحيت با اينكه در مكتب مذهبى خود نص صريحى كه از تعدد زوجات جلو - گيرى كند نيافته بودند ، بنا به مصلحت عموم ، با تأويل و تفسير پاره‌اى آيات ، تعدد زوجات را عملى حرام و غيرمشروع شمردند . « 2 » ولى در جهان اسلامى اعيان و اشراف و ثروتمندان از مقررات موجود ، به نفع خويش و به زيان زنان استفاده‌ها كردند .

زنان نصير الدوله :

در حبيب السير ، ضمن توصيف دوران خلافت القائم بامر الله ، چنين آمده است : « نصير الدوله به علو همت و حسن سياست . . . اتصاف داشت . . . به عدهء ايام سال ، 360 سريت گرفته بود و هر شب با يكى از ايشان مباشرت مىنمود ، و ديگر با آن كنيزك خلوت نمى - كرد ، مگر در سال ديگر نوبت به وى مىرسيد . . . »

طلاق

بعضى از دانشمندان و فقهاى روشن‌بين عالم اسلام طلاق را ، مانند تعدد زوجات ، عملى مكروه و ناروا شمرده‌اند - با توجه به آيهء 40 سورة النساء :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما »
( اگر بيم جدايى بين زن و مرد پديدار شد ، يكى از خاندان زن و ديگرى را از خاندان شوهر بعنوان داور برگزينيد و ميان آن دو را سازش دهيد . . . ) و آيهء 24 از سورهء نساء :
« فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً . »
( گاه مىشود كه زنتان را نمىپسنديد ، ولى بايد بدانيد كه گاه هم چيزى يا كسى را نمىپسنديد و خداوند در همان چيز يا كس سود بسيار نهفته است ) . مىتوان چنين نتيجه گرفت كه طلاق در عين مجاز بودن ، عملى نامطلوب و نفرت‌انگيز است . « با اينهمه بسيارى از صحابه بطور وفور زن مىگرفتند و طلاق مىدادند ؛ چنان كه حضرت امام حسن 250 تا 300 زن اختيار فرمود و بسيارى را طلاق داد ، و پدر بزرگوارش بالاى منبر مىفرمود : پسر من ، حسن ، زنها را زودزود طلاق مىدهد به او زن ندهيد . مغيرة بن شعبه نيز 250 تا 300 زن گرفت و طلاق داد . « 3 » يكى از موجبات كثرت طلاق همانا حجاب مىباشد ، زيرا جوانى كه زن را ناديده مىگيرد ، اگر سيما و اخلاق او را نپسنديد يگانه اميد نجات و راه گريزش طلاق است كه اگر او را ديد و خلاص كند در صورتى كه مقررات اسلام صريحا تأكيد كرده كه مرد مىتواند و بايد پيش از نامزدى و عقد ، زن خود را ببيند ، و اگر به اين روايت عمل شود ، البته طلاق كمتر رخ مىدهد . » « 4 » ويل دورانت مىنويسد : در قرن اول هجرى ، مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند . مردان و زنان با يكديگر ملاقات مىكردند و در كوچه‌ها پهلوبه‌پهلو مىرفتند و در مسجد باهم نماز مى - كردند . عايشه دختر طلحه همسر مصعب بن زبير روى نمىپوشيد . چون مصعب او را ملامت كرد ، گفت : خداى تعالى مرا به زيور جمال آراسته و دوست دارم مردم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 106 ( با اندكى تصرف ) . ( 2 ) . ج 2 ، ص 312 . ( 3 ) . تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 107 . ( 4 ) . همان ، ص 108 - 107 ( به تصرف ) .